دلـایـلـی کـه بـرای آن از فـیـلـتـر شـدن وبـلـاگـم نـاراحـت نـیـسـتـم
دلـایـلـی کـه بـرای آن از فـیـلـتـر شـدن وبـلـاگـم نـاراحـت نـیـسـتـم
اینکه یکروز بلند شی ببینی وقتی آدرس سایتات را وارد میکنی، فیلتر شده است، خب! انگار که یک چیزی را ازت گرفتهاند. این ناراحتکننده است. اما وقتی نیک بیاندیشی و بدانی که اشکال از طرف تو نیست، مشکل از آنهاست که این کار را کردهاند، چه جایی برای ناراحتی میماند. خصوصا اینکه بیشتر از قبل به راهی که طی کردهای تامل میکنی. اگر آنقدر که از منطق و استدلال سخن میگویی، چیزی از آن بیرون نیاید که بیمنطقهای زورمدار را به فکر بستن دهانت نیاندازد، پس چه چیزی مینویسی؟ آیا همانقدر که منطقی هست، آگاهکننده و رسوا کننده نیز هست و مگر اینها از هم جدا هستند.
آنها مدتهاست که اشخاص فهیم را از دایرهی تصمیمگیری و ادارهی امور کنار گذاشتهاند. حتی از میان خود نیز آنها که کمتر اهل حق و عدل هستند و بیشتر مطیع و فرمانبردار هستند، ارج و قرب دارند و در مسند کار باقی میمانند. بیجهت نیست که سرآمدان اندیشه و علم، همان اول که دریافتند که آنچه در نظامی که مورد نظر آنهاست (تصمیمگیران امروزی) و قرار است در این کشور پیاده شود جایی ندارد، منطق و شعور است، مهاجرت کردند و به دیاری رفتند که اگرچه فرهنگ آن با فرهنگ آبا و اجدادی آنها بیگانه بود، اما سیرت و منش آنها بر مدار منطق و شعور حرکت میکرد.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، فکر میکردم نکند من هم مثل برخی دیگر از کسانی که در روزنامههای مثلا منتقد دولت کار میکنند، آنقدر مبهم و خواهشمندانه نسبت به آنچه میگذرد سخن میگویم که به کسی بر نمیخورد. بدبخت کسی که دشمن ندارد!
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، هیچگاه به تغییر در روندی که باید به آن بیاندیشم و وبلاگم را بر اساس آن ایجاد کردهام به این زودی نمیرسیدم. عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواند.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، هر کسی آن را میخواند، من برای عامه مینویسم، اما دوست ندارم، وبلاگم وبلاگی باشد که مخاطبان عام را هدف قرار دهد. اکنون فقط آنها که میخواهند و تمایل دارند به آن سر میزنند. فاصله، سبب افزایش محبت و عشق میشود.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، به خودم نمیآمدم که اینقدر به مشکلات نامربوط، مانند طراحی قالب وبلاگ، اینکه در وردپرس باشم یا بلاگر و یا حاشیههای دیگر نپردازم. از تعارف کم کن و بر مبلغ افزای.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، آنگاه بایستی به نظرات غیر مربوط بیشتری توجه میکردم و حالا فقط کسانی نظر میدهند که برای نظراتشان ارزش قائل هستند، چون مقالهها را خوانده و برای پاسخ به آن، نظر مینویسند و نه برای اینکه چیزی گفته باشند و محض خالی نبودن عریضه. یا سخن دانسته گوی ای مرد بخرد یا خموش.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، مورد توجه آنها که به دنبال وبلاگهای خاص سیاسی هستند قرار نمیگرفت. آنها به وبلاگ میآمدند و مطلبی را میخواندند و بعدها که میخواستند به آدرس آن مراجعه کنند، آدرس را نداشتند. حالا بر خلاف روال معمول، بایستی آدرس را از فیلتر بگذارنند و بیشتر یادشان میماند که وبلاگی است که با آن وبلاگهای "یکی به نعل بزن و یکی به میخ" متفاوت است. مه چون لاغز شود، انگشتنما شود.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، آن را برای نامحرمان در دسترس میدانستم و اکنون احساس میکنم که آن حالت نیست و اگر هم کسانی میآیند بایستی حرمت آن را نگه دارند. محرم خود را به نامحرم نمودن خوب نیست دختر رز را به نامحرم نمودن خوب نیست.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، آمارها مرا به اشتباه میانداخت. اکنون روالی به دور از جار و جنجال، در اتمسفری که هر کسی آن را دچار تغییر نکند بسر میبرم. وبلاگم دیگر به خاطر اینکه چند وبلاگنویس جنجالی با مطالب عامهپسند (البته تیترهای جذاب دارند) پربینندههای وردپرس را اشغال میکنند، دچار تغییر و تحول در آمار بازدیدکنندههایش نمیشود. چراغ مهر عالمتاب، مستغنی است از روغن.
اگر وبلاگم فیلتر نمیشد، چنین حجتی آشکار بر آنانکه که فکر میکنند، رژیم علیالظاهر با آنها که اظهار بیایمانی میکنند و مسلمانیشان را انکار میکنند مشکل دارد و وبلاگشان را فیلتر میکند، نمایان نمیگشت. آنها حالا در مییابند که اصلا این رژیم با حق مشکل دارد و اگر یک مسلمان و مومن پیدا شود که آنها را قبول نداشته باشد، حتی اگر ایمان خود را اثبات کند و به تقوای او حتی اگر یقین یابند، با او بیشتر مشکل خواهند داشت. اگر وبلاگی با این درجه از مطالب اعتقادی و ایمانی به اینجا از نظر مسوولان جمهوری اسلامی میرسد که "مطابق قوانین جمهوری اسلامی مسدود گردد"، چه انتظاری از دیگر وبلاگها. و آیا نسبت به دیگر وبلاگهایی که ادعای روشنگری میکنند و همچنان مسدود نشدهاند نباید شک کرد. چو کفر از کعبه برخیزد، کجا ماند مسلمانی.
با همهی اینها آیا باید ناراحت بود؟ آنها که این وبلاگ را مسدود کردهاند، باید عزا بگیرند که کارشان به کجا رسیده است. وبلاگی متعلق به یک نویسندهای که مطالبش نه بخاطر توهین و بکار بردن جذابیتهای بصری، که برای ارائهی بیانی دقیق و منطقی معروف است، مسدود کردهاند. شمع را که سرگیرند، روشنتر شود.
آنها ثابت کردهاند که اگرچه فهم نداشتهاند، اما حاضر هم نیستند که فهمی بدست آورند و اگر چیزی بخواهد از فهم سر راهشان سبز شود، آن را نمیپذیرند و سد میکنند. کسی را که خدا بر قلب او مهر زده، آگاهی و درکی نخواهد بود.
3 دیدگاه