فهم

رژیـم: فـیلـتـر مـی‌کـنـیـم، پـس هـسـتـیـم!

ارسال‌شده در حکومت ايران, رهبران رژيم, فشار بر مردم, وبلاگ توسط fahm در ژانویه 25, 2009

رژیـم: فـیلـتـر مـی‌کـنـیـم، پـس هـسـتـیـم!

می‌توان سایت‌های سیاسی زیادی را دید که فیلتر شده‌اند. سایت‌هایی که حتی به زبان فارسی نیستند. حتی مربوط به اپوزیسین نیستند. حتی به کشورهایی که جمهوری اسلامی آنها را دشمن نامیده است نیز تعلق ندارند. اما به دلیل اینکه آنها سیاستی متفاوت از جمهوری اسلامی دارند، اطلاعاتی خلاف جریان رسانه‌ای آن منتشر می‌کنند، بایستی فیلتر شوند. چرا؟ چون مردم ایران، نه! بخشی از مردم ایران، نه! معدودی از مردم ایران، نه! انگشت‌شماری از کسانی که در میان ملت ایران هستند و سر و گوش‌شان می‌جنبد، به این سایت‌ها سر می‌زنند و اطلاعات و آگاهی‌هایی “خلاف القائات” مورد تمایل جمهوری اسلامی بدست می‌آورند.

صف�ه ای که به جای وبلاگ فهم نمایش داده می شود

مهم نیست که سایت باشد یا وبلاگ، مهم این نیست که نویسنده آن نام مستعار داشته باشد و یا نام حقیقی، مهم نیست که تحلیل سیاسی شخصی بنویسد و یا ترجمه‌گر روایتی از رسانه‌ای معتبر باشد، مهم نیست که مومن به خدا باشد یا کافر و مشرک، ملاک هیچ چیز جز “سیاست جمهوری اسلامی” نیست.

می‌دانستم که اگر تاکنون وبلاگم فیلتر نشده، به دلیل اینست که شمار خوانندگان آن زیاد نیست! وقتی مطالب اخیرم با استقبال زیادی مواجه شد، فکر این را می‌کردم که همین روزهاست که وبلاگم در خطر فیلترینگ قرار بگیرد. اما این مرحله‌ای ناگزیر است. نمی‌شود که در مورد جمهوری اسلامی مطالبی بنویسی که هر یک از آن؛ هر پاراگراف آن؛ هر خط و کلمه‌ی آن با دقت انتخاب شده باشد که از مسیر حق و عدالت به فضای توهین و ناسزا نرود، و بعد انتظار این را داشته باشی که وبلاگ‌ات به راحتی در دسترس قرار گیرد. اگر غیر از این بود، جای تعجب داشت.

یادم هست که خواننده‌ای از من پرسیده بود که تو که اینطوری می‌نویسی، چرا وبلاگت را فیلتر نمی‌کنند؟! فکر می‌کنم این برای من چیزی عادی شده باشد. پیش از این نیز تجربه‌ی فیلتر شدن وبلاگ‌هایم را داشته‌ام. اما این مربوط می‌شود به چند سال قبل که در مورد انتخابات مجلس هفتم مطلب می‌نوشتم و فضای وبلاگستان به مقوله‌ی تحریم می‌پرداخت.

وقتی شمار بازدیدکننده‌های چنین وبلاگ‌هایی از حدی بیشتر شود، باید در انتظار فیلترینگ باشند. جمهوری اسلامی “آزادی بیان” را اینچنین پاس می‌دارد. آزادی بیان اینست که تو در خانه‌ات، در اتاق خودت هرچه دوست داری فکر کنی، آرام، طوری که کسی از همسایگان نشوند، زمزمه کنی، اگر هم خواستی، اجازه داری که درون قلبت به نظام جمهوری اسلامی معتقد نباشی! اینهمه آزادی را نمی‌بینی؟!

صف�ه ای که به جای وبلاگ فهم نمایش داده می شود

با فیلتر کردن یک وبلاگ، حقیقت از بین نمی‌رود، حتی حقیقت پوشیده نیز نمی‌شود. تنها اتفاقی که می‌افتد اینست که مسیرها روشن‌تر می‌شود. مسیری که حقیقت را بیان می‌کند نمی‌تواند از جانب ظالم، ناحق، زورگو و مسدود کننده‌ی آگاهی تحمل شود. بی‌جهت نیست که فیلتر شدن به افتخاری در میان وبلاگ‌نویسان ایرانی تبدیل شده است. مگر نه اینکه بسیاری از وبلاگ‌های انگلیسی‌زبان، سایت‌های تحلیلی و وبلاگ‌های فارسی دگر اندیش فیلتر شده‌اند. اگر وبلاگ‌هایی که در مورد حق و حقیقت مطلب می‌نویسند، توسط رژیمی اینچنین دو رو و مُزوّر فیلتر شوند چه بهتر و چه روشن‌کننده‌تر! که ناصرخسرو می‌فرماید، از مذهب خصم خویش بررس   تا حق بشناسی از مُزوّر.

اگر ماهواره‌ها را جمع‌آوری می‌کنند، اگر اجازه‌ی حضور روزنامه‌های آزاد را نمی‌دهند، چه بهتر که از این طریق رژیم را بشناسیم. مگر نه اینکه می‌توان شناخت از طریق آنچه بدان می‌پردازند. من اضافه می‌کنم که می‌توان شناخت از آنچه از آن نهی می‌کنند و جلوی آن را می‌گیرند. اگر رژیم سایتی را که در نویسنده‌ی آن در مورد دین و قرآن، حق و حقیقت، ایمان و آخرت مطلب می‌نویسد به خاطر اینکه در مورد دو نفر و یا گروهی از کسانی‌که او دوست دارد، مطلبی مانند رسانه‌ی به ناحق “ملی” خوانده شده‌اش نمی‌نویسد مسدود می‌کند، این چه چیزی جز آشکار شدن فاصله‌ی میان حق و باطل است.

آری! شما (حکومت‌گران) فعلا اوضاع را بدست گرفته‌اید و حکمرانی می‌کنید، آنطور که می‌خواهید که به ظلم است. وجود برخی با کارهای مثبتی که می‌کنند ثابت می‌شود و برخی با دریدگی و فساد. انسان به برخی افراد به خاطر وجودشان احترام می‌گذارد و برای برخی به خاطر ترس. حکومت‌هایی به خاطر این سرپا هستند که مردم آنها را حمایت می‌کنند و برخی بخاطر اینکه از آنها می‌هراسند.

وبلاگ‌ها و سایت‌هایی را دغلکارانه فیلتر می‌کنند که از این طریق آنها جایی باز کنند، وبلاگ‌هایی را برای آنکه دسترسی به آنها در همین مراحل اولیه‌ی شناخت‌شان بسته شود. از این طریق کسانی را به دروغ مخالف جمهوری اسلامی جا می‌زنند، و آنها که صدای‌شان را مانند قبل نمی‌توانند برسانند، انکار می‌کنند.

کرور کرور سایت و وبلاگ در اینترنت ریخته‌اند، اما اعتباری به ناحق آنها نیافزوده است. اگر میلیون میلیون وبلاگ تاسیس کنند، بیشتر از آنچه صدا و سیمای جمهوری اسلامی مخاطب دارد که نمی‌تواند بدست آورد، آیا آنها به موفقیتی رسیدند که اینها برسند؟ اگر ماهواره‌ها را جمع کردند که همه مجبور شوند صدا و سیمای زشت‌شان را ببینند، وبلاگ‌ها را می‌بندند که آن وبلاگ‌هایی که مثلا با روش‌های جدید بیانی و تحلیلی می‌خواهند معجون ناحق‌شان را به حلق خلق بریزند، مورد توجه قرار گیرند. چه اینکه اگر حق آنطور که هست رخ بنماید، دیگر کسی خر مهره را با دُر برابر نمی‌کند.

پاسخ دهید