فهم

حکایـت اعـلام پـیروزی حـماس: خـسن و خـسین هـر سـه دخـتران مـغاویـه‌انـد

ارسال‌شده در استدلال, اسرائيل, تحليل سياسی, تروريسم, رسانه های رژيم, رهبران رژيم توسط fahm در ژانویه 20, 2009

خداوندا! آنها را متفرق کن. همسرانشان را بیوه، فرزندانشان را یتیم و ما را بر ایشان پیروز گردان

حکایـت اعـلام پـیروزی حـماس: خـسن و خـسین هـر سـه دخـتران مـغاویـه‌انـد

 

حتما در خبرها شنیدید که اسماعیل هنیه، از رهبران حماس گفته که در جنگ با اسرائیل به پیروزی رسیده است. در ایران هم احمدی‌نژاد قرار است در جشنی که برای آنچه پیروزی حماس نامیده شرکت کند. مشخص نیست که چرا هنوز به مانند آنچه در قضیه‌ی لبنان دیدیم، بسیجی‌ها میان مردم حضوری که تو چشم بیاید نداشته و نقل و شیرینی پخش نکرده‌اند، شاید چون ماه محرم است، آن را گذاشته‌اند که به صورت مفصل بعد از ماه صفر که عزاداری‌های‌شان کامل برگزار شد. به هر حال جشن احمدی‌نژاد قرار شده برگزار شود. به روسای دولت ونزوئلا که سفیر اسرائیل را اخراج کرده، بولیوی که روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده و امیر قطر که او را داخل آدم حساب کرده و در اجلاسی در دوحه راهش داده، پیام داده است.

آنچه در نزاع بیست و سه روزه گذشت، چه دستاوردی برای حماس داشته که آن را پیروزی "الهی" و "ربانی" خوانده‌اند، در تحلیل کارشناسان و خبرگان مسائل سیاسی جای تامل دارد. آیا چون همگی رهبران حماس از پای در نیامدند، چون هنوز تک و توک موشک‌پرانی می‌کنند که بگویند ما هنوز از بین نرفته‌ایم، چون هنوز الدرم بلدرم می‌کنند؛ پس اسرائیل شکست خورده و حماس پیروز شده است؟

اسرائیل برای از بین بردن توان حماس در موشک‌پرانی به غزه حمله کرد، اکنون نخست‌وزیر اسرائیل می‌گوید که به تمامی اهداف که رسیده هیچ، به بیش از آن دست یافته است. من نمی‌گویم که اسرائیل اکنون مورد حمله موشکی قرار نمی‌گیرد، و آنچه نخست‌وزیر اسرائیل گفته را می‌توانم عینا دریابم، اما یک نکته در سخنان اولمرت بود که بیش از همه باید به آن دقت کرد، اینکه اگر باز هم حماس به اقدام مشابه آنچه در قبل صورت داد (موشک‌پرانی) دست بزند، آنگاه باز اسرائیل مقابله خواهد کرد. به بیانی ساده، حماس دست از پا خطا کند، همین آش و همین کاسه است!

خب! این چه چیزی در خود دارد که به ما کمک می‌کند که دریابیم اسرائیل پیروز شده و یا حماس؟ نمی‌توان مدعی پیروزی یک طرف شد، بی آنکه از شکست طرف مقابل، چیزی نگفت. آنها که در ایران، حماس را پیروز این نبرد اعلام می‌کنند، ناگزیر به چنین موضعی هستند و الا اگر می‌توانستند بگویند که اسرائیل شکست خورده و بس، اصلا در مورد حماس چیزی نمی‌گفتند. می‌گفتند، اسرائیل به اهداف خود نرسیده. چنانچه عمده‌ی تحلیلگران حکومتی که پز مستقل‌نمایی می‌خواهند بدهند، به دور از ادعاهای توده‌های تندرو و مقاماتی که فکر خیالی دارند، تنها روی این قسمت تکیه‌ی می‌کنند که اسرائیل به اهداف خود نرسیده است، حماس هنوز توان نظامی خود را حفظ کرده است. لفظ "هیچ" را هم بکار نمی‌برند، که ناگزیر به بکارگیری لفظ "همه" در مقابل آن نباشند. نمی‌گویند، اسرائیل به "هیچ" هدف خود نرسید، چون لااقل زهر چشم که گرفته است.

همانند قضیه‌ی لبنان و بهتر از آن، اسرائیل توانست ضرب‌شستی محکم به تروریست‌ها نشان دهد که حالا حالاها از قدرتی که داشته سرگیجه دارند و هذیان‌گویی آنها در مورد پیروزی هم از عوارض همان است، و الا ١٣٠٠ جنازه، کشته شدن شماری از سران و فرماندهان ارشد حماس، خسارت و ویرانی فراوان و هزاران مجروح و معلول که برای فلسطینی‌ها به بار آورده شده است، در مقابل معدودی از اسرائیل که کشته شده و آسیب ناچیزی نسبت به فلسطینی‌ها از لحاظ اقتصادی داشته‌اند، چه جای ادعای پیروزی دارد.

آها! توان نظامی‌شان حفظ شده! این دلیل خوبی برای پیروزی نیست؟ این هم حکایت همان حفظ شدن توان نظامی حزب‌اله است. حسن نصراله که در روزهای به اصطلاح مقاومت حماس در تلویزیون جمهوری اسلامی بارها و بارها سخنرانی‌اش به طریق زنده و مستقیم پخش شد هم همین دلیل را برای پیروزی سازمانش مطرح می‌کرد. آنچه در جشن‌های به اصطلاح پیروزی‌شان (مهرجان الانتصار) می‌گفت، مقاومت اکنون ٢٠٠٠٠ موشک دارد، زیر ٢٠٠٠٠ خط بکشید! خب! حالا باید از نصراله پرسید که این موشک‌ها به چه کارت می‌آید، آیا بهترین فرصت را از دست ندادی؟! آیا تو از درون مانیتور برای حضار سخنرانی نمی‌کردی و سازمان زیر نظر تو نبود که شلیک چند کاتیوشا را انکار کرد؟ آنهایی که می‌گویند، حماس پیروز شده؛ به این سوال می‌توانند پاسخ دهند که حرکت حماس بعد از این اگر همان چیزی باشد که در مورد حزب‌اله رخ داده، چه جایی برای استدلال ادعای پیروزی اسرائیل خالی می‌ماند.

رهبران حماس می‌توانند پشت تریبون بیایند و ادعاهایی مطرح کنند، اما این چیزی از علیل شدن‌شان کم نمی‌کند. اسرائیل همانطور که حزب‌اله را در هم شکست و نظر مردم لبنان را به آن طوری چرخاند که بعد از جنگ سی و چهار روزه، حزب‌اله به این نتیجه رسید که آنچه از دولت داشته را بهتر است واگذار کند، تا بیشتر از این منفور لبنانی‌ها نشود؛ سبب شد که اهالی غزه بمانند قبل به حماس احترام نگذارند. ممکن است تظاهرات و راهپیمایی ترتیب دهند که نشان دهند مردم هنوز پشتیبان حماس هستند، اما چه کسی از درون آنها خبر دارد.

همان‌هایی در ایران بیشتر از بقیه در مورد پیروزی حماس داد و بیداد راه انداخته‌اند که ایران را برنده‌ی جنگ هشت ساله با عراق می‌دانند. آیا ایرانی‌ها حاضرند، به همان اندازه که در آن زمان در جنگی تهاجمی به عراق (طی شش سال پس از ارائه‌ی طرح آتش‌بس از سوی شورای امنیت که مورد پذیرش عراق هم بود و کشورهای عربی می‌خواستند غرامت به ایران بدهند) از خود بی باکی نشان دادند، در جنگی تدافعی شرکت کنند، یا می‌گویند که خودشان بروند جلوی گلوله، ما برای اینها و اهداف‌شان خود را به کشتن نمی‌دهیم.

حالا جشن پیروزی‌شان هم در نوع خود جالب است، اینکه تفاوتی با تظاهرات و برگزاری تجمع‌های اعتراض‌آمیزی که در مدت این سه هفته اینجا و آنجا انجام ترتیب دادند ندارد!

  یکی گفت خسن و خسین، هر سه دختران مغاویه بودند که در مدینه، آنان را گرگ درید. گفتند، خسن و خسین نبود، حسن و حسین بود؛ هر سه نبود، هر دو بود؛ دختر نبود، پسر بود؛ مغاویه نبود، معاویه بود؛ معاویه هم نبود، علی بود؛ در مدینه گرگ آنها را پاره نکرد، بلکه امام حسن را زنش زهر داد، امام حسین را هم شمر ملعون در صحرای کربلا شهید کرد؛ آن کسی را هم که گرگ خورد، حضرت یوسف بود؛ آن هم در مدینه نبود، در راه کنعان به مصر بود؛ آن هم نخورد، بلکه برادرهایش گفتند خورد که از اصل دروغ بود! 

حالا شده حکایت رژیم جمهوری اسلامی که می‌گوید:

حماس، سرآمد و تجلی آزادی‌خواهی و دموکراسی، با الگو گرفتن از قیام امام حسین، در وضعیتی که یزیدیان زمان آنها را به زور به اطاعت خود می‌خواستند، با دستانی خالی، توانستند به پیروزی برسند و با اعلام ضرب‌الاجلی یک هفته‌ای، آنها را مجبور کردند که جل و پلاس‌شان را سریع جمع کنند و از غزه عقب‌نشینی کنند.

حماس، سازمانی تروریستی است که غیر از اسرائیل و آمریکا، اتحادیه‌ی اروپا نیز آنها را تروریستی می‌داند و از صدقه‌‌ی سر آنهاست که مردم غزه از دریافت کمک‌های معمول محروم شده‌اند. بعد هم از کی سنی‌ها، آن هم ناصبی‌شان (ناصبی، ویژگی آنکه با علی و خاندان او دشمن است) از قیام امام حسین الگو می‌گیرد. (برخی در این مورد ان‌قلت آورده‌اند که آنها ناصبی نیستند و شافعی هستند. آیا شافعی‌ها که خواص‌شان از گفتن اینکه یزید را خلیقه‌ی پنجم می‌دانند، پیش مخالفانشان خودداری می‌کنند، ولی عوام‌شان از آن احتراز نمی‌کنند، وضعیتی بهتر دارند. بگذریم که رد ناصبی بودن آنها را نامگذاری مسجدی به نام علی ابن ابیطالب دانسته‌اند. یا کتاب مطهری که او هم ادعای خود را در "ناصبی ندانستن" ایشان درست گرفته و به توجیه توطئه بودن خلاف آن پرداخته، سند گرفته‌اند.)

دیگر اینکه اسرائیل از همان ابتدا قصد باقی ماندن نظامیانش در غزه را نداشت، که اگر داشت چند سال قبل، آنجا را به دولت قانونی محمود عباس واگذار نمی‌کرد. بعد هم، حماس با کشتاری که علیه عوامل تشکیلات خودگردان به راه انداخت، اوضاع را بدست گرفت و با چند صد میلیون دلاری که از دولت‌هایی مانند ایران کمک دریافت کرد، شمار زیادی نیرو به استخدام در آورد، همان‌هایی که تصاویر آنها را در عکس‌ها و فیلم‌های خبری دیدید. (نیروهایی که با یونیفرم پلیس بودند.)

بعد هم، موشک‌ها و راکت‌های جمهوری اسلامی که به آنجا قاچاق می‌شد و تصاویر آن را بارها در تلویزیون رژیم دیدیم، شباهتی به قلماسنگ نداشت، به خصوص اینکه کیلومترها در خاک اسرائیل فرود می‌آمد. دیگر اینکه اسرائیل به این دلیل به حملات پایان داد که هر جا در غزه خواست رفت و نیروهای به اصطلاح مبارز از آنجا می‌گریختند و از درگیری رو در رو خودداری می‌کردند. دیگر اینکه اسرائیل پس از پایان یافتن حملات و اعلام آتش‌بس، نیروهایش را داشت از غزه خارج می‌کرد و حالا اینکه حماس خواسته با خبر پراکنی، این را مرتبط با ضرب‌الاجل خود کند، علی‌حده است. الان هم آنها چیزی بدست نیاورده‌اند، به نقطه‌ای برگشته‌اند که از اول بودند، تازه الان در جایی دیگر هستند، اینکه جهان این مایه‌ی دردسر و شرارت را می‌خواهد به حاشیه بفرستد.

اگر همه‌ی اینها بتواند نادیده گرفته شود، با این حساب از زبان رهبران حماس و حامیان آن می‌شنویم: حماس و حزب‌اله، برترین گروه‌های مبارز و آزادی‌خواه جهان هستند که با دستِ خالی، قدرتمندترین کشورها را وادار کردند که به حقوق آنها احترام بگذارند!

____________________

◊ برای آنانکه تحت‌تاثیر تبلیغات منحرف، حزب‌اله را آزادی‌خواه می‌دانند، مطالعه‌ی دلیل بازداشت سمیر قنطار (از نزدیکان حسن نصراله) توسط اسرائیل که حزب‌اله و حامیانش او را "قهرمان" می‌دانند، می‌تواند هوشیار کننده باشد؛ سمیر قنطار کیست؟

◊ اسرائیل کمک‌های بشر دوستانه را در طول این مدت به طور کامل منع نکرده بود و اگر موشک‌پرانی حماس آغاز نشده بود و آنها همچنان از طریق کانال‌های مخفی به قاچاق سلاح نمی‌پرداختند، این وضعیت بحرانی برای مردم غزه نمی‌توانست به وجود آید. شنبه ٩ آذرماه بود که حماس به یک قرارگاه مرزی اسرائیل با خمپاره حمله کرد. سرشان برای شر به پا کردن درد می‌کرد.

آتش‌بس غزه برقرار شد، اما کسی دلش برای حماس نمی‌سوزد. اروپایی‌ها و اعراب کمک‌هایی برای مردم غزه ارسال می‌کنند. اگر که حماس دوباره به سرعت در پی شرارت بر نیاید، بگذارد آنها لختی بیارامند، تا سربازهایی دیگر برای کشته شدن، ترور و مبارزه و پیروزی‌های اینچنینی فراهم آورند!