فهم

پذیرش آتـش‌بـس از سوی اسـرائیل، اوضـاع بـدتر از پـیش از تـهاجـم بـرای آن

ارسال‌شده در اسرائيل, تروريسم, رهبران رژيم, صلح خاورميانه, مبارزه با تروريسم توسط fahm در ژانویه 10, 2009

haniyeh_leader_hamas2

پذیرش آتـش‌بـس از سوی اسـرائیل، اوضـاع بـدتر از پـیش از تـهاجـم بـرای آن

 

اوضاع در غزه غیر انسانی است، بحران غذایی و دارویی ایجاد شده است، بیمارستان‌ها نیاز به کمک‌های فوری دارند و نهایت اینکه اوضاع آنطور که مقامات رژیم ایران می‌گویند، "کم نظیر" است، بسیار خب! پس حماس سلاح را زمین بگذارد. اگر فی الواقع آنها برای ساکنان غزه دفاع می‌کنند، اگر آنها آنطور که می‌گویند، برای سربلندی مردم غزه پایداری می‌کنند؛ چرا آنها را در این شرایط وارد کرده‌اند و برای هوس‌های خود حاضر نیستند دست از لجاجت و ستیزه‌جویی بردارند؟

آنها که می‌گویند آتش‌بس، حتی آنها که می‌گویند آتش‌بس فوری و حتی آن کسانی‌که می‌گویند آتش‌بس موقت دقیقا همان کار اشتباهی را مرتکب می‌شوند که سالیان سال است در آن مسیر حرکت کرده‌اند. اسرائیل با قبول آتش‌بس از هر نوع آن، آنچنان خسارتی به خود وارد خواهد کرد که نه عقب کشیدن نیروهایش از لبنان، نه آنچه در جنگ سی و چهار روزه برای بسیاری جلوه‌گر شد و نه حتی خراب کردن شهرک‌های اسرائیلی با پذیرش طرح صلح عربی با آن قابل مقایسه نیست.

دلیل و برهان‌های متعددی وجود دارد که اسرائیل دست از جنگ بکشد؛ اینکه وضعیت در غزه برای ساکنان غیر نظامی آن بحرانی شده است، اینکه نظامیان اسرائیلی ناگزیر به هدف قرار دادن غیر نظامیان خواهند بود، اینکه پیروزی قطعی قابل تصور نیست، اینکه خشمگینی و کینه‌ی بیشتری در نسل کنونی فلسطینی‌ها و اعراب نسبت به اسرائیل شکل می‌گیرد، اینکه جهانیان نسبت به اسرائیل اعتراض بیشتری خواهند داشت، اینکه هزینه‌ی جنگ برای اسرائیل غیر قابل تحمل به نظر آید، اینکه شهروندان اسرائیلی از ادامه‌ی نبرد دلسرد و نامطمئن شوند، اینکه کشورهای هم‌پیمان اسرائیل از پشتیبانی‌های تاکنون یکی به میخ و یکی به نعل‌شان دست بکشند، اینکه از برانگیخته شدن خشم مسلمانان سراسر جهان بهراسند، اینکه اقدام اسرائیل در مورد غزه برای بسیاری به منزله‌ی یک مورد که می‌توان الگو قرار داد، مورد سوء استفاده قرار گیرد. در تمامی این موارد احتمالاتی وجود دارد، اما یک چیز در صورت پذیرفتن آتش‌بس، از هر نوع آن قطعی است، اینکه اکثر تبعات خطرناک برشمرده "قطعا" رخ خواهد داد.

اسرائیل برای چه باید آتش‌بس را بپذیرد؟ برای بحران انسانی در غزه؟ آیا این فلسطینی‌ها نیستند که بایستی نسبت به شرایط خود به فکر باشند؟ این صحیح است که عده‌ای بگویند، "ما می‌خواهیم کشته شویم، ما می‌خواهیم بکشیم، ما هیچ سازشی را نمی‌پذیریم، ما می‌خواهیم به وعده‌ی محقق خدا (به عقیده‌ی موهوم خود) جامه‌ی عمل بپوشانیم"، بعد برای چنین کسانی نشانه‌ی نادرست فرستاده شود. مخالفت با آتش‌بس، نقض حقوق بشر، مخالفت با موازین انسانی و تایید کشتن غیر نظامیان و همراهی با درد و رنج مردم بی گناه گرفتار تروریست‌ها نیست، بلکه مخالفت با ادامه‌ی تراژدی تولید موجود برای در عذاب انداختن انسان‌هایی دیگر است.

این مخالف قطعنامه‌ی شورای امنیت است؟ این مخالف درخواست برای آتش‌بس فوری است؟ آیا کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که تاکنون قطعنامه‌های ١٦٩٦ (غیر الزام‌آور) و قطعنامه‌های الزام‌آور ١٧٣٧، ١٧٤٧ و ١٨٠٣ شورای امنیت را مورد بی‌اعتنایی قرار داده و شورای امنیت را "عروسک خیمه‌شب‌بازی" قدرتهای غربی و مصوبات آن را "کاغذپاره‌های" بی‌ارزشی که اگر صدتا از آنها را هم صادر کنند، چیزی برای جمهوری اسلامی محلی از توجه ندارد، داعیه‌دار و بازخواست‌کننده از شورای امنیت است که چرا سکوت کرده است و حالا که قطعنامه داده، چرا الزام‌آور نیست؟! (قطعنامه‌هایی که بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل باشد الزام‌آور است.)

کشوری که خود بایستی برای این مصیبتی که به مردم غزه و اسرائیل می‌رود در دادگاهی بین‌المللی، سرانش محاکمه شوند، که نه فقط برای این، برای اشاعه‌ی تسلیحات کشتار جمعی، برای کشتار مردم برای اعتقاداتشان، برای صدور تروریسم، برای بر هم زدن ثبات و نظم بین‌المللی، حالا خود را به عنوان صدای حقوق بشر جا زده، از نقض حقوق بشر سخن می‌گوید؟ آنها که خود آتش به راه می‌اندازند و از سوختن خشک و تر در آن، آتش را بازخواست می‌کنند، خود پیش‌پیش باید بدانند، چرا شورای امنیت و کشورهای به قول آنها مدعی حقوق بشر سکوت کرده‌اند؟

اسرائیلی‌ها درک کنند که هزینه‌ای که مومنان و معتقدان واقعی خدا در این جنگ می‌کنند کمتر از سربازان اسرائیلی مبارزه کننده با تروریسم حماس، جهاد اسلامی، حزب‌اله و دیگر گروه‌های ستیزه‌جو نیست. پذیرش آتش‌بس از هر نوع آن، پیش از دست‌یافتن به نابودی توان حماس برای ضربه زدن مجدد، ناامیدی و اندوه برای مبارزان با تروریسم اسلامی، دیکتاتوری اسلامی و بنیادگرایی اسلامی است. چیزهایی که تنها نام اسلام را یدک می‌کشند و اسلام از آنها بری است.

اگر بحران انسانی در غزه در جریان است و نیاز به کمک‌رسانی دارویی و غذایی است، این بدون برقراری آتش‌بس فوری و کامل نیز ممکن است. لازم نیست اسرائیل در یک زمان در تمامی جبهه‌ها به صورت فعال عمل کند، بلکه در مناطقی که نیازمند کمک‌رسانی فوری برای غیر نظامیان است، این امکان فراهم آید.

توقف در جنگ؛ یعنی اینکه دشمنان تروریست جا به جا شوند، ارتباطات برهم ریخته‌ی خود را انسجام بخشد، از کمک‌ها و پشتیبانی‌ها برخورد شود و به تجدید قوا بپردازد. این به نظامیان اسرائیلی مربوط است که چه تاکتیکی را به کار می‌گیرند که جنگ را در عین ادامه دادن تا رسیدن به هدف نابودی توان حماس برای ضربه زدن به اسرائیل برگزینند که به کشتار غیر نظامیان فلسطینی در اثر نرسیدن کمک‌های امدادی، مواد غذایی، آب آشامیدنی و نیازهای اولیه‌ی دیگر نیانجامد.

اسرائیل در جنگ حزب‌اله لبنان به پیروزی دست یافت. آنها که معتقدند اسرائیل در آن جنگ نتوانست به هیچ پیروزی‌ای دست یابد، به امروز حزب‌اله نگاه کنند. کسی تصور می‌کرد که گروهی که جمهوری اسلامی از بدو روی کار آمدنش در ایران به سر و سامان دادن آن پرداخته، با میلیون‌ها دلار پول، انواع مختلف تجهیزات نظامی و بسیاری از کمک‌های غیر نظامی سر و پا نگه داشته و تقویت کرده، اینچنین فشل و بی‌کار در جنگی که تعابیر "بی‌نظیری" از دهان مسوولان جمهوری اسلامی در مورد آن شده است، جلوه کند؟ شنیدیم که امروز در رسانه‌های جمهوری اسلامی با آب و تاب فراوان از شلیک چند کاتیوشا به اسرائیل از جنوب لبنان سخن گفتند، اما حزب‌اله آن را انکار کرد و گفت ما نبودیم! این است همان چیزی که آنها در این روزها از الگوبرداری از "شجاعت" و "دلیری" می‌گویند؟! افتخار رهبر حزب‌اله همین است که پشت مانیتوری که روبه‌روی جمعیت است سخن از مجاهدت و پیروزی بگوید! بی‌جهت نیست و باید هم با چنین رهبرانی، برای کمک به تروریست‌های غزه اظهار عجز و "دست‌بسته بودن" کنند. آیا این پیروزی بزرگی نیست که در قضیه‌ی غزه دست تروریسم اول جهان بسته شده است؟ آیا اگر حزب‌اله لبنان با دیوار سربازان سازمان ملل بین لبنان و اسرائیل مواجه نبود – که این از پیامدهای قطعنامه‌ی ١٧٠١‌ است که منجر به پایان جنگ ٣٤ روزه شد – اکنون هم آنها دست‌بسته بودند؟

خداوند قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آن قوم خود بخواهند. اگر ساکنان غزه می‌خواهند زندگی بهتری داشته باشند، تنها لازم است به کرانه‌ی باختری که اتفاقا برادران‌شان در آنجا ساکن هستند –  که وضعیت آنها در گذشته‌ای نه چندان دور با آنها تفاوتی نداشت – نگاهی بیاندازند. مقاومت خوب است، استقامت خوب است، جهاد و شهادت نیکوست، آیا آنچه حماس و جهاد اسلامی آن را مرتکب می‌شوند، با این مفاهیم نسبتی دارند؟ یک عده دچار توهم و شیزوفرنی (به غیر از رهبران این گروه‌های تروریستی  و مبلغان عملیات تروریستی که جملگی ابزار دست شیطان هستند) دنباله‌رو چیزی شده‌اند که در این دنیا مشقت و در آن دنیا شقاوت را نصیب‌شان می‌کند. می‌خواهند از اسرائیل کمک نگیرند، می‌خواهند روی پای خودشان باشند، می‌خواهند از اسرائیل متنفر باشند، می‌خواهند هرچه باشند، اما نباید در جهاد اکبر که مبارزه با هوای نفس است که از جمله‌ی آن اطاعت نکردن و پیروی نکردن از عمّال شیطان است، پیروز شوند؟ کشته شدن در راهی نادرست، هیچ افتخاری ندارد.

اسرائیلی‌ها با چنین افرادی روبه‌رو هستند و حالا می‌خواهند آتش‌بس را بررسی کنند. چرا؟ چون اوباما در راه آمدن به کاخ سفید است. چون فرصت کافی برای پیروزی تا آن زمان ندارند؟ من نمی‌دانم اگر آنها از جنگ دست بکشند به نسل کنونی اسرائیل چه جوابی خواهند داد، اما در مقابل سرزنش نسل‌های آینده چیزی نمی‌توانند بگویند. با داشتن ارتشی مجهز، با داشتن وضعیتی قابل تحمل – اگرچه بسیار سخت – در مقابل گروهی تروریستی به آتش‌بس سر خم کردن؟ که چه: آنها "فعلا" شلیک موشک را متوقف می‌کنند؟!

اسرائیل هیچ زمانی تا این اندازه پشتیبانی معتقدان به خدا و اهل ایمان را در مبارزه با تروریست‌ها، بنیادگراها و حامیانش نخواهد داشت. حال آنها بایستی انتخاب کنند: سختی و تاب آوردن در زمانی که هر چند خیلی کوتاه نیست، یا دست کشیدن و برگزیدن راحتی و عافیت موقتی. در اولی؛ سربلندی، رشادت و دلاوری‌شان را در بدترین حالت‌ها با بدترین نتایج بدست می‌آورند و در دومی؛ در بهترین نتایج، چند روزی آرامش نه چندان مطمئن و یقینی.