فهم

مـوضـوعـاتـی کـلیـدی در عـراق بـرای تـشکـیلات اوبـامـا

ارسال‌شده در باراک اوباما, عراق توسط fahm در نوامبر 25, 2008

مـوضـوعـاتـی کـلیـدی در عـراق بـرای تـشکـیلات اوبـامـا

با وجودی‌که که رئیس‌جمهور منتخب آمریکا، باراک اوباما، یک عراق ورزیده در اداره‌ی امور امنیتی را به ارث می‌برد، اما همچنان موضوعات داخلی حل نشده و تثبیت نشده‌ای وجود دارد. چنانچه نسبت به عراق با دقت کار نشود، پیشرفت شکننده‌ی موجود می‌تواند نیست و نابود گردد و عراق به عرصه‌ی مملو از خطرات و اتفاقات غیرمنتظره‌ی شوم برای سیاست خارجی رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا بدل شود. در اینجا ده موضوع با اهمیتی که تشکیلات رئیس‌جمهوری بعدی بایستی آنها را در مورد عراق مورد ملاحظه قرار دهد، می‌آوریم:

1.       تعیین کردن اهداف: تشکیلات بوش منابع هنگفتی را برای امید به دستیابی به ماکزیمم نتایج سرمایه‌گذاری کرد. با این‌وجود به روشنی شکست آن مقصودها در عراق بدست آمد. تشکیلات اوباما نیاز به این دارد که سیاستی را به قاعده پی‌ریزی کند که همه‌ی موضوعات را در بر بگیرد و با ظرافت به چیزی بیش از پایان بردن این جنگ نظر داشته باشد. اینکه چه چیزهایی را ایالات متحده واقعا می‌تواند بدست آورد؟ اینکه چه برآمدهایی برای ایالات متحده قابل تحمل هست و چه چیزهایی نیست؟ اینکه چطور می‌تواند عراق را در استراتژی متقاعد کننده برای تمامی منطقه که شامل افغانستان، پاکستان و ایران می‌شود، نشاند؟ 

2.       شیوه ی عقب‌نشینی: موافقتنامه‌ی وضعیت نیروها (The Status of Forces Agreement) میان ایالات متحده و عراق در حال جلو رفتن است، موافقتنامه‌ای که شکلی از خروج نیروها را مدنظر قرار داده است. این در حالی است که احتیاج مبرم به نیرو برای تقویت کردن ماموریت‌های عملیاتی در افغانستان در کنار آن مطرح است. اما چنانچه بغداد بخواهد تغییری در برنامه‌ریزی صورت گرفته شده بدهد چه می‌شود؟ آیا دگرگونی شرایط می‌تواند بر مراحل عقب کشیدن نیروها و آهنگ آن تغییری ایجاد کند؟ آیا واشنگتن می‌خواهد، چنانچه اوضاع در عراق به طرز قابل‌توجهی وخیم‌تر شود، افق زمانی را تمدید کند و یا به سرعت سپری کند؟

3.       مدیریت محول کردن امنیت: تلاش‌هایی که پیشتر در سال 2006 به منظور محول کردن مسوولیت برقراری امنیت به نیروهای عراقی صورت گرفت، با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان شد. آیا معیارهایی که چه زمانی مطابق آن، استان‌های عراق قادر به برعهده گرفتن امور امنیتی بشوند، معین شده است؟ آیا ایالات متحده می‌تواند به طرز محسوسی از اینکه نیروهایش گشت بزنند بکاهد و همزمان قابلیت‌های (اطلاعاتی، پشتیبانی هوایی و تخلیه‌ی امدادی نیروها) را به صورت قدرتمند حفظ کند؟

4.       ارتقای نیروهای امنیتی عراقی: آمریکا بایستی به نیروهای عراقی کمک کند که قابلیت و مهارت بیشتری را به منظور جلوگیری از نزاع‌های فرقه‌ای غیرمنتظره بدست آورند. برای به وجود آمدن چنین وضعیتی، مشاوران و دستیاران ایالات متحده به سالها زمان نیاز دارند، به ویژه کمک کردن در  ایجاد توانمندی‌ها در بخش‌هایی که عراقی‌ها در حال حاظر فاقد آن هستند. آیا این تلاش‌های مدد رسان آنچنان که اکنون سازماندهی و تدارک دیده می‌شود، موثر است؟ آیا با در نظر گرفتن نیازهای رو به فزونی افغانستان، این مددها می‌تواند در افغانستان به همراه عراق اختصاص داده شود؟ آیا وزارت دفاع ممکن است که با شتاب دادن به برنامه‌ی فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی خود، برای نیروهای امنیتی عراق تجهیزات جنگی را به طرز خطرناک و ناشایسته‌ای تامین کند؟

5.       اعاده‌ی سنی: گروه‌های "بیداری" و "فرزندان عراق" در برزخ انتقال از کنترل آمریکا، به حقوق‌بگیران و ساختار فرماندهی عراقی، با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو هستند. چگونه آمریکا می‌تواند به سنی‌ها کمک کند که اطمینان یابند که آنها در جامعه‌ی عراق جای می‌گیرند و ستونی در سیستم سیاسی عراق دارند، و به تمرد و شورش بر نگردند؟

6.       وضعیت کرکوک: کرکوک، شهر غنی از نفت در شمال عراق مورد ادعای عرب‌ها و کُردها است. این به عنوان نقطه‌ی بسیار حساسی خواهد بود که نزاعها در مورد آن ادامه خواهد داشت. آمریکا چه نقشی می‌تواند در هرچه کمتر شدن آتش زیر خاکستر نزاع کُردها و اعراب در مورد کرکوک داشته باشد؟ آیا سیاستی که آمریکا بایستی در پیش بگیرد، این باشد که بر تعویق انداختن این موضوع به زمانی نامعلوم تاکید کند، یا به عنوان واسطه‌ای برای مصالحه ظاهر شود و یا اینکه عراقی‌ها را تشویق کند که شهر نفت‌خیز را به یک طرف بدهند و به جای آن، تمرکزشان را بر سهیم شدن در درآمدهای نفتی معطوف کنند؟

7.       نوع سر و کار داشتن با نفوذ ایران: به عنوان یکی از همسایگان عراق، ایران میل طبیعی به نفوذ در مسائل داخلی عراق دارد. با این‌وجود، خرابکاری سیاسی تهران و پشتیبانی از شبه‌نظامیان عاقبت موجب می‌شود که منافع عراقی‌ها و همچنین آمریکا آسیب ببیند. تا چه میزان و در چه نوع‌هایی نفوذ ایران در مسائل داخلی عراق می‌تواند از سوی ایالات متحده تاب آورده شود؟ چگونه آمریکا می‌تواند به عراقی‌ها کمک کند تا در برابر نفوذ مخرب و بی‌ثبات کننده‌ی ایران مقابله کنند؟

8.       آینده‌ی روابط سیاسی با عراق: چه تصویری آمریکا می‌تواند پیش خود از پدیدار شدن عراقی بااقتدار مجسم کند، که احتمالا در صحنه‌ی جهانی رفتاری غیر قابل پیش‌بینی از خود نشان می‌دهد؟ از چه طریق و به چه میزانی آمریکا باید خودش را در سیاست‌های عراق وارد کند؟ آیا ایالات متحده باید به طور فعالانه در پی ایجاد توازن قدرت میان دسته‌های عراقی باشد؛ آنچنانکه از خطر فاصله بگیرد، و از اینکه به یکی از گروه‌ها برای بخت و اقبالش در کسب قدرت نزدیک شود خودداری کند؟ یا باید همچنان در کنار میدان باقی بماند؛ آنچنانکه خود را فارغ‌البال برای بهترینی که می‌تواند انجام دهد بیابد؟

9.       بالندگی اقتصادی: اقتصاد عراق در حال حاضر با اتکای 90 درصدی به نفت موجب می‌شود که حساب باز کردن روی درآمدی مطمئن برای آن کشور را اساسا بی مایه کند. چطور آمریکا می‌تواند به عراق در تنوع بخشیدن به تکیه‌گاه‌های اقتصادی این کشور کمک کند؟ چگونه می‌تواند آمریکا سرمایه‌گذاری خارجی در اقتصاد عراق را در بخشی جز انرژی تشویق کند؟ چه انگیزه‌هایی می‌تواند بغداد به مقامات محلی و استانی ارائه کند تا شفافیت بیشتری بخرج دهند و مکانیسم‌های تقسیم درآمدهای نفتی (میان عراقی‌ها) را بهبود بخشند؟

10.   بازگشتن مهاجران: شمار زیادی از عراقی‌ها برای در امان ماندن از نزاع‌های فرقه‌ای به اردن و سوریه گریخته‌اند. آیا بغداد به این کشورها برای مساعدت مالی‌شان مدیون است؟ در وضعیت بازگشت مهاجران، بهترین راهی که می‌توان در مقابل این هجوم یکدفعه‌ای بدست گرفت چیست؟ آیا آمریکا به بازگرداندن ترکیب قومی‌ای که قبل از 2006 در نواحی مرکب از فرقه‌های مختلف بود متعهد است؟ آیا سطحی از جدایی فرقه‌ای برای نگه داشتن آزامش ضروری است؟

هیچ اکسیری برای ناخوشی‌های عراق وجود ندارد، و هیچ طرحی هم به این درجه نمی‌رسد که با دلیل موجه تمامی پیچیدگی‌هایش را که گه‌گاه مسائل ضد و نقیض بی ثبات هستند را محاسبه کند. به استثنای اینکه نفوذ آنی و مستقیم آمریکا با کاهش نیروهایش رو به افول می‌گذارد، این چیزی است که اهمیت پیش‌بینی تمامی منظرهای مشکلات پیش رو را افزایش می‌دهد، به منظور اینکه بهترین راه پیش رو برای آمریکا و عراق توصیه شود.

 



-          برگرفته از مقاله‌ای (عنوان اصلی مقاله: Ends, Ways, and Means in Iraq: 10 Issues for the Obama Administration) از سایت بررسی سیاست‌های جهانی (World Politic Review) به قلم برایان ام.بورتون (Brian M. Burton) و جان پل اسناپر-کاستراس (John Paul Schnapper-Casteras). برایان براتون به عنوان دستیار تحقیقاتی در مرکز امنیت آمریکای نوین  (Center for a New American Security) است. او از دانشگاه جورج تاون در برنامه‌ی مطالعات امنیتی مدرک گرفته است. جان پل اسناپر-کاستراس مطالعات تحقیقی پیش‌دکتری‌اش در مرکز همکاری و امنیت بین‌الملل دانشگاه استنفورد است.

 

 

پاسخ دهید