فهم

حـمله‌ی نـيروی انـتظامی بـه کـافـی‌نـت‌هـا و مـغازه‌ها

ارسال‌شده در رسانه, رهبران رژيم, فرهنگ, مسائل داخلی ايران, وبلاگ توسط fahm در دسامبر 21, 2007


حـمله‌ی نـيروی انـتظامی بـه کـافـی‌نـت‌هـا و مـغازه‌ها

بهتر است به جای اينکه بگوييم، “در ادامه‌ی طرح ارتقای امنيت اجتماعی، نيروی انتظامی با فلان گروه و فلان رفتارها برخورد می‌کند”، اين ادبيات رايج را ناديده بگيريم و آنچه به واقعيتِ ملموس پيرامون‌مان بيشتر شباهت دارد، بيان کنيم. بايد بگوييم، در ادامه‌ی نارکارآمدی‌های نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، بازوی سرکوب‌گر رژيم در انجام وظايف‌اش در برقراری امنيت، اين نيرو به برخورد با مردم، به ويژه جوانان روی آورده و در مرحله‌ی اخير آن، با کافی‌نت‌ها و ساير مغازه‌هايی که سبک و سياق مورد دلخواه حاکمان را رعايت نمی‌کنند و به گفته‌ی آنها، عملکردشان با معيارهای اسلامی همخوانی ندارد، يورش بردند.

نيروی انتظامی در تهران به بيش از 430 کافی‌نت و ديگر مغازه‌ها حمله‌ور شده است و اين در نخستين روزهای طرحی انجام گرفته است که هدف از اجرای آن را برخورد با عملکرد غير مناسب و غير اسلامی اين مغازه‌ها عنوان می‌کنند. رسانه‌ی حکومتی به نقل از نيروی انتظامی تهران آورد که آنها تاکنون 25 کافی‌نت را بسته‌اند و به صاحبان 170 کافه، به دليل بازی‌های غير اخلاقی و عکس‌های زشت و قبيح در مغازه‌شان اخطار داده‌اند. حضور زنان بدون حجابِ کافی نيز مانند هميشه، پای ثابت اخطار به مغازه‌ها بوده است.

صاحب يکی از کافی‌نت‌هايی که در هجوم نيروی انتظامی موقتا تعطيل شده است، در مورد دليلی که نيروی انتظامی مغازه‌ی او را بسته است، گفت، وقتی‌که آنها بر روی کامپيوتر، عکس‌های خانوادگی پيدا کردند، او را مورد سوال قرار دادند. او می‌گويد، ما تعدادی عکس خانوادگی روی کامپيوترمان داشتيم. آنها پرسيدند که اين دختری که کنار تو نشسته است، چه کسی است؟ صاحب کافی‌نت هم فقط گفته است که اين عکس‌ها خصوصی هستند. بعد آنها سه – چهار روز مغازه را بستند. فشار نيروی انتظامی تا به اندازه‌ای دارد می‌رسد که هر کسی را خسته و کلافه کرده است. او می‌گويد که واقعا ما نمی‌دانيم با آن چه کار کنيم.

اينترنت و کافی‌نت‌ها به طور روز افزون در تهران و ديگر شهرهای ايران در سالهای اخير محبوبيت پيدا کرده است. بنا به ارقام دولتی، بيش از 60 درصد جمعيت ايران به اينترنت دسترسی پيدا کرده‌اند. اما منابع مستقل اين رقم را مبالغه‌آميز می‌دانند. حقيقت اينست که هنوز بسياری از روستاها حتی برق ندارند. برآوردهای بين‌المللی می‌گويد که حدود 20 درصد ايرانی‌ها به اينترنت دسترسی دارند.

بيشتر استفاده‌کنندگان کافی‌نت‌ها، افراد جوانی هستند که به اين مکان‌ها می‌آيند که گيم‌های کامپيوتری بازی کنند، به ايميل‌های‌شان سرکشی کنند، و يا در چت‌روم‌ها و وبلاگ‌ها گشت بزنند.

برخی از روزنامه‌نگاران ايرانی اين را آخرين سلسله از تلاش‌های صاحبان قدرت را به منظور محدوديت ايجاد کردن در دسترسی به منبع بزرگ اطلاعات و خبرهايی از شکل ديگر ارزيابی می‌کنند. آنهايی که در ايران قدرت را بدست دارند، در نظر دارند که با اين قبيل کارها، آزادی‌های اجتماعی و خردمندی ايرانيان را محدود سازند.

آنها که مملکت را در دست گرفته‌اند، می‌گويند که دسترسی به وب‌سايت‌های غير اخلاقی را مسدود کرده‌اند، نظير سايت‌ها پورنوگرافيک. بنا به گفته‌ی روزنامه‌نگاران مستقل ايرانی، با اين وجود، بسياری از سايت‌های سياسی – شامل وبلاگ‌های شخصی – و بسياری از منابع مستقل خبری، با فيلترهايی مسدود شده است که ايرانی‌ها قادر نيستند، به آن سايت‌ها (سياسی و وبلاگ‌های شخصی فيلتر شده) دسترسی پيدا کنند.

به گفته‌ی يکی از کافی‌نت‌داران تهرانی، فيلترينگ بسيار سنگين، موجب شده است که به آهستگی اطلاعات از اينترنت عبور کند. ميزان کاهش سرعت به اين دليل، گفته می‌شود که تا 50 درصد است. اين هجمه‌ها همزمان است با عمليات‌هايی که نيروی انتظامی در برخورد با آنهايی که لباس‌های‌شان به قول نيروی انتظامی، اسلامی نيستند، صورت می‌دهد.

نيروی انتظامی حتی مراکز متحرکی دست و پا کرده است که در مناطق پر ازدحام و شلوغ، زنانی که از تبعيت لباس‌های کد دار نافرمانی می‌کنند، متوقف کند؛ به عنوان مثال، خانمی که بجای روسری، کلاه بر سر داشته باشد و يا اينکه اگر شلوارش در داخل چکمه‌اش قرار گرفته باشد.

عيسی سحرخيز، عضو انجمن آزادی رسانه در ايران می‌گويد، اين محدوديت‌ها – از لباس تا اينترنت – در تهران، به عنوان بخشی از سياست دولت، از پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد در سال 2005 اعمال می‌شود. اگرچه يکی از دلايل اين بستن‌ها و فيلترينگ‌ها، اينست که آگاهی‌های مردم ايران را اندک کنند، و بر جريان آزاد اطلاعات، مانع ايجاد کنند، اما تجربه‌های قبلی گواه شکست آنها است. چرا که هيچ‌کس نمی‌تواند اينترنت را در ايران و يا در جای ديگری از دنيا محو کند.

به هر حال صاحبان قدرت در ايران به هر طريقی که از دست‌شان بر می‌آيد، سايت‌ها را می‌بندند و مانع دسترسی جوانان به آنها می‌شوند، اما در مقابل جوانان نيز راه‌هايی را برای عبور از آنها جستجو می‌کنند و در برخی مواقع موفق می‌شوند.