فهم

حـزب‌اله با انکار هـم، نـوکـر رژيـم ايـران اسـت

ارسال‌شده در تبليغات رژيم, تحليل سياسی, رهبران رژيم توسط fahm در دسامبر 19, 2007


حـزب‌اله با انکار هـم، نـوکـر رژيـم ايـران اسـت

پس از آنکه حزب‌اله لبنان به سرکردگی حسن نصراله در مناقشه‌ای وارد شد که همه به زيان مردم لبنان تمام شد، حالا در آستانه‌ی انتخاب رئيس‌جمهوری اين کشور دست به تحرکاتی می‌زند که تمامی نشانه‌ها و حکايت‌ها از وابستگی اين گروه پارتيزانی به جمهوری اسلامی را از نظر مردم لبنان و گروه‌های لبنانی به کناری بزند.

جنجال اخير نيز از سوی جمهوری اسلامی ايجاد شده که نشان دهد، حزب‌اله لبنان به جمهوری اسلامی وابستگی ندارد و اين جريان، مستقل تصميم می‌گيرد. خبری که رسانه‌های جهان به آن توجه نشان دادند، اين بود که دو روزنامه‌ی معاريو و الشرق الاوسط به انتشار خبری مبادرت کردند که هر يک منبع خبری جداگانه‌ای را در مورد آن ذکر کردند، اما محتوای خبر يکسان بود، آن هم تنزّل مقام حسن نصراله در حزب‌اله از سوی رهبر ايران.

روزنامه‌ی الشرق الاوسط که روزنامه‌ی عرب‌زبان و متعلق به عربستان سعودی است، در گزارش پنجشنبه‌ی خود آورد که رهبر عالی‌رتبه‌ی ايران خواستار جدايی رهبری شاخه‌ی نظامی از رهبری روحانی (معنوی) حزب‌اله و سپردن آن از حسن نصراله به معاون وی، شيخ نعيم قاسم شده است. الشرق الاوسط منبع خبری خود را يکی از افراد نزديک به دفتر تدارکات و هماهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بيان داشته و از قول او نوشته که اين تغيير، سبب بحث و جدل ميان نصراله و معاونش شده است.

روزنامه‌ی معاريو که روزنامه‌ای اسرائيلی است هم در گزارشی مشابه در روز چهارشنبه، همين مطلب را به نقل از منابع اطلاعاتی غربی منتشر کرد.

اما صرف توجه به اين خبرها، در تحليل‌ها نمی‌تواند به جايی درست برسد، اگر بقيه‌ی ماجرا را بی‌توجه رها کنيم. در پی انتشار اين گزارش‌ها، حزب‌اله لبنان به صورت قوی به صحنه‌ی خبری آمد و اعلام داشت که اين گزارش‌ها برای ايجاد آشفتگی و برهم زدن جوی است که در پی حمايت گسترده حزب‌اله از حسن نصراله، متعاقب جنگ 34 روزه‌ی ميان اسرائيل و گروه شبه‌نظامی حزب‌اله در سال گذشته در گرفت، ايجاد شد. حزب‌اله لبنان گفت که حسن نصراله به هيچ‌وجه از مقامش کم نخواهد شد و همچنان رهبری اين گروه را بعهده خواهد داشت.

اما باز هم پازل ما يک قطعه‌ی ديگر لازم دارد، تا تصويری از کل ماجرا داشته باشيم. اينکه چرا بايد اين خبر مطرح شود، بعد حزب‌اله لبنان آن را تکذيب کند؟ آيا رسانه‌ها خواسته‌اند شيطنت کنند، اين يک حدس است، اما آنها چه انگيزه‌ای از اين کار داشته‌اند؟ هرچه فکر کنيد، شايد دليل قابل قبولی که بتواند شما را قانع سازد که يک روزنامه‌ی اسرائيلی و يک روزنامه از عربستان سعودی به انتشار چنين گزارشی دست زده‌اند، نمی‌يابيد.

اما از سوی رژيم ايران و حزب‌اله لبنان چه، آيا آنها سودی در اين انتشار خبر داشته‌اند؟ بله! اين يک حدس منطقی است. چرا؟ براستی اگر قرار بود ايران، رهبری نظامی را از رهبری روحانی حزب‌اله لبنان جدا کند، آيا اين وقت مناسبی برای آن بود؟ هرگز!

اکنون لبنان در شرايطی قرار دارد که ايجاب کرده است که حسن نصراله بر خلاف ماه‌های گذشته که اينجا و آنجا حرف‌هايی پر حرارت – اما خيلی کمتر نسبت به قبل از جنگ 34 روزه – مطرح می‌کرد، سکوت معناداری داشته است. حتی با وجود ديدارهای گسترده جريان‌های مخالف (موسوم به چهارده مارسی‌ها) به رهبری حريری که مدام با مقامات اروپايی و آمريکايی ديدار داشته‌اند، يکبار هم به ديدن خامنه‌ای نيامده که رسانه‌ها آن را پخش کنند. حتی جالب است که بدانيم، وزير خارجه‌ی فرانسه در اين مدت کوتاه به اقرار خودش، هفت باری به لبنان آمده و با وجودی‌که نتوانسته به نتايج رضايت‌بخشی برسد، گفته حاضر است بازهم به اين کشور بيايد. اما می‌بينيد که وزير خارجه و مقامات جمهوری اسلامی چه حذری از ديدار با حسن نصراله در لبنان دارند.

آيا وقتی مقامات ايرانی به لبنان نمی‌روند و حتی صلاح نمی‌دانند که حسن نصراله به ايران بيايد، اين به صلاح جمهوری اسلامی است که در اين مقطع بخواهد مثلا رهبری روحانی را از رهبری نظامی جدا کند؟ (با وجودی‌که دلايلی هم وجود دارد که اين جدا کردن را از لحاظ منطقی در اصل به نفع اين جريان و جمهوری اسلامی ببينيم، اما در اين مقطع، آن هم به دستور مقامات ايران، اين خيلی مضحک است.)

در ميان همه‌ی اينها، منبع خبری الشرق الاوسط خيلی بامزه است! يکی از افراد نزديک به سپاه پاسداران. اگر خود جمهوری اسلامی اين خبر را به آنها اينچنين نداده بود، احتمالا آنها انگيزه‌ای برای انتشار آن نداشتند، اما وقتی طوری جلوه‌گری می‌کند که گويی اين فرد بدون اطلاع مقامات رژيم ايران، می‌خواهد به يک روزنامه اخباری برساند، آن‌وقت اين روزنامه گمان می‌کند که حتما به خبری دست‌اول دست‌يافته است، غافل از اينکه اين خبر پخش شده است، تا انکار شود.

اما حزب‌اله لبنان با تکذيب اين خبر، به اين می‌رسد که خود را بر خلاف آنچه گفته می‌شود، که مثل موم در دست رژيم ايران است، نشان دهد. اينکه همه بگويند (از جمله مردم لبنان) ديديد حسن نصراله به دستور رهبر جمهوری اسلامی وقعی ننهاد و همانجا در مقامی که داشت ماند.

اما خيانت حزب‌اله لبنان آنچنان عميق و جاودانی در مردم اين کشور باقيمانده است که هيچ فيلم و سريالی آن را تحت‌تاثير قرار نمی‌دهد. ده‌ها روستا و شهرک ويران شده که ثمره‌ی ادامه‌ی جنگ‌طلبی‌ها و ستيزه‌جويی‌های اوست، خود حکايت‌گری می‌کند. حالا او با ميليون‌ها دلاری که رهبران رژيم به ناحق از مال مردم ايران به او می‌دهند، تا اين رسوايی را يک‌طوری راست و ريس کند، می‌آيد پز مستقل بودن را می‌دهد.

او همان نصراله سرکش است. همان کسی که در دل از ترور معاون فرمانده ارتش لبنان خشنود شده است، همان کسی که حاضر نيست اين کشور در آرامش بسر برد، همان لجوج عنادورزی که مردم لبنان را گروگان گرفته و با اسلحه‌هايی که غير قانونی در دست افرادش است، به خطری برای اين ملت بدل شده است. او همان کسی است که بارها ثابت کرده که نوکر دربست رژيم ايران است، و حاضر است برای انحراف در پرونده‌ی هسته‌ای ايران، هزاران نفر از به اصطلاح هموطنانش را قربانی کند و خانه‌های‌شان را ويران کند.