!ايـران: مـا پـاکايـم، قـطـعـنامههای بـيـشتر لطـفا نـه
ايـران: مـا پـاکايـم، قـطـعـنامههای بـيـشتر لطـفا نـه!
بعد از انتشار گزارش انجمن اطلاعات ملي؛ غرب، ايران را به “اقرار کردن” در مورد برنامههای هستهایاش و گفتن به صداقت در مورد آن فرا خواند. اولين فراخوان به اين مُقر آمدن را، بوش در نبراسکا بيان کرد. پس از آن بود که اين تقاضا از سوی جامعهی جهانی، شکلی همهگير پيدا کرد.
در گزارش انجمن اطلاعات ملی ايالات متحده آمده بود که ايران، برنامهی تسليحات هستهایاش را در پاييز 2003 ايست پيدا کرده است. اين، به اين معناست که ايران در مورد برنامههای هستهایاش به جامعهی جهانی دروغ گفته است. استقبال ايران از گزارش، سوءظنها را بيشتر هم کرده است. عدهای میگويند اين سيگنالی به غرب از طرف ايران است که اگر فشارها را افزايش دهد، همان برنامهی تسليحات هستهای که در گزارش آمده که ايستانده شده است، از سر گرفته میشود و ايران تمام همّ و غماش را خواهد گذاشت که به بمب اتمی (يا کلاهک هستهای) دست پيدا کند.
حالا نه غرب، بلکه اعراب هم نسبت به ايران سوءظن پيدا کردهاند. آنها در ديدارهای خصوصیشان در مورد اين نگرانی با يکديگر و با کشورهای غربی گفتو گو میکنند. گيتس در کنفرانس امنيتی در منامه از کشورهای منطقه خواست که ايران را به اقرار (come clean) در مورد جاهطلبیهای هستهای گذشتهاش فرا بخوانند.
اکنون که گزارش انجمن اطلاعات آمريکا نتيجهگيری کرده است که ايران چهار سال قبل، برنامهی خود را برای بدست آوردن تسليحات اتمی به حالت تعليق درآورده است، ايران، شورای امنيت سازمان ملل را به برداشتن تحريمهايی که به موجب دو قطعنامهی اين شورا عليهاش وضع شده است، فرا میخواند. با اينحال ديپلماتهای غربی در پی تصويب قطعنامهی جديدی در شورای امنيت عليه ايران هستند.
برخی از دموکراتها و ديپلماتهای خارجی بر اين نظر هستند که يافتههای جديد سازمانهای اطلاعاتی آمريکا به در پيش گرفتن رويکردی جديد با ايران فرا میخوانند، با اينحال بوش تمايلی به تغيير در سياست خود ندارد. بوش در کنفرانس خبری خود گفت، آنچه ما میدانيم، در پيش روی ماست. ما میدانيم که آنها هنوز به دنبال اين هستند که چگونگی غنیسازی اورانيوم را دريابند. ما میدانيم که غنیسازی اورانيوم، يک گام مهم برای کشوری است که قصد دارد به تسليحات اتمی دستيابد. ما میدانيم که آنها يک برنامه داشتند. ما میدانيم که آن برنامه، ايستانده شده است.
بوش بيان کرد، من فکر میکنم که اين بسيار با اهميت است که جامعهی جهانی اين حقيقت را دريابد که اگر ايران به دنبال کسب دانشی بود که آنها میتوانستند، آن را در برنامهای مخفی بکار گيرند، اين خطری برای جهان ايجاد خواهد کرد. به همين دليل، من به اين گزارش به چشم يک سيگنال هشدار دهنده نگاه میکنم.
اما از آنجا که بنا به برآورد اطلاعات ملی (NIE) ايران تا 2003 برنامهی هستهای تسليحاتی داشته است، بنابراين ايالات متحده کار مشکلتری برای جلب پشتيبانی کشورهای دائم شورای امنيت، همچنين ديگر اعضای اين شورا در تصويب قطعنامهی جديد خواهد داشت.
در حالیکه ايران تهديد به تجديدنظر در همکاریهای خود با بازرسان میکند، در حالیکه هنوز به مفاد قطعنامههای پيشين شورای امنيت و شورای حکام وقعی ننهاده است، در حالیکه آشکار شده است که بر خلاف گفتههای قبلی ايران، اين کشور دارای برنامهی تسليحاتی هستهای بوده است، آيا میتوان به اين خيال، خوش بود که ادعاهای آمريکا و کشورهای غربی برای اينست که “صرفا” ايران را تحت فشار قرار دهند، بدون اينکه اين کار لازم باشد؟
بسياری از مردم آمريکا به اين دليل با رويکرد دولت بوش در مقابل ايران مخالف هستند که گمان میکنند، هرچه که طی زمامداری او در مورد ايران رخ میدهد (حتی همين گزارش اخير که به موافقت او منتشر شده است) برای اينست که ايران را بمباران کند.
قبلا روی اين حرف رهبران رژيم ايران خيلی مانور داده میشد که “سلاح هستهای از نظر شرعی، حرام است” اما با موارد متعددی، نشان داده شد که اين هم، بيش از يک گفتهی تو خالی ديگر از جانب مقامات ايران نيست. کمال خرازی، وزير خارجهی وقت جمهوری اسلامی در ديدار با مقامات پاکستانی، بمبهای هستهای اين کشور را برای جهان اسلام مفيد دانسته بود. رهبری ايران در زمان پذيرش قطعنامهی آتشبس ميان ايران و عراق، به نقل از يکی از فرماندهان آورده بود که اين فرمانده گفته، برای پيروزی در جنگ نياز به تجهيزاتی مانند سلاح هستهای است. و در اين نامه هيچ اشارهای که خمينی آن را رد کند و آن را غير شرعی بداند مشاهده نشد.
همانطور که موشکهای دوربرد میتواند از سوی مقامات ايران توجيهی داشته باشد؛ آنها نقش”بازدارندگی” دارند، لابد تسليحات اتمی هم برای جمهوری اسلامی از نقش “ثباتدهنده” برخوردار خواهد بود. همه در ايران میگويند، رژيم ايران فردا روزی که به بمب هستهای دست يافت، خواهد گفت که ما که اين را نمیخواهيم استفاده کنيم، اين برای اينست که ثبات و امنيت در منطقه باشد. تازه اگر اسرائيل و کشورهای ديگر هم اعتراض کنند، خواهد گفت که چطور آنها خودشان دارای بزرگترين زرادخانههای اتمی هستند، اما به ما که میرسند میگويند نه!
______
(توضيح: از آنجا که کليهی سايتهايی که به انتشار متن کامل نامهی پذيرش آتشبس اقدام کردهاند، اين کلمات را (سلاحهای اتم و ليزر) را حذف کرده و به جای آن سه نقطه (…) گذاشتهاند. (خبرگزاری آفتاب، خبرگزاری شريفنيوز) و به دليل اينکه سايت انتخاب که تصوير اين نامه را منتشر کرده بود، گويا با مشکلی در نشان دادن اين صفحه – حتی با عبور از فيلتر شکنها – مواجه است، بر آن شديم که اين قسمت از نامه را که با دستخط خود خمينی است بياوريم. برای ديدن نامه کليک کنيد.)
بیان دیدگاه