فهم

تـوقف در بـرنـامه‌ی تـولـيد تـسليحات نـظامی يـا ايـجاد وقـفه در آن؟!

ارسال‌شده در آمريکا, بحران هسته ای ايران, فرهنگ, مقالات خارجی توسط fahm در دسامبر 11, 2007

تـوقف در بـرنـامه‌ی تـولـيد تـسليحات نـظامی يـا ايـجاد وقـفه در آن؟!

عبارتی که بزرگ ترين جنجال ها را در مورد برنامه هسته ای ايران ايجاد کرد

ممکن است برای شما اين سوال وجود داشته باشد که چرا من در مقالات خود که در ارتباط با گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمريکا است، در مورد آن بخش که مربوط به سرنوشت برنامه‌ی توليد تسليحات هسته‌ای ايران در پاييز 2003 است، اينقدر با وسواس از فعل‌های مصدر “ايستاندن” استفاده می‌کنم، در حالی‌که سايت‌های خبری از “متوقف ساختن”.

به نظر من بايستی در هنگام بکار بردن کلمات در جاهايی به چنين حساسيتی، دقت مضاعف کرد. اگرچه ايستاندن و متوقف ساختن مصادری مترادف بحساب می‌آيند و بسياری از مواقع، ما از اين دو به جای يکديگر می‌توانيم استفاده کنيم. اما از آنجا که مساله‌ی هسته‌ای ايران خودش کلی با کلمات موجود مانند، “تعليق”، “توقف” و “فريز” بغرنج هست، ما با بکار نبردن کلماتی که ممکن است اشتراک لفظی به حساب بيايد، می‌توانيم بهتر موضوعات را دنبال کنيم.

آنچه در خبرگزاری‌ها در مورد برآورد انجمن اطلاعات ملی آورده شد، بيان می‌کرد که ايران برنامه‌ی (توليد) تسليحات هسته‌ای خود را از پاييز 2003 “متوقف” کرده است. اما اين عبارت، قطعا آنچه که گزارش‌نويسان برآورد اطلاعات ملی از آن می‌خواستند افاده شود را نزد مخاطب ايرانی نخواهد کرد. وقتی در روزنامه‌های به اصطلاح منتقد دولت، سايت‌های خارجی و بسياری از مراجع خبری شبکه‌ها، چنين کلمات بسيار کليدی، با سهل‌انگاری ترجمه می‌شوند، خود به خود به القای نادرست يک واقعيت می‌انجامد.

کلمه‌ای که در گزارش انجمن اطلاعات ملی در سرنوشت برنامه‌ی هسته‌ای ايران در پاييز 2003 آمده است، Halted است که به معنی درنگ کردن، وقفه کردن، ايست کردن و امثالهم است. درست است که در کلماتِ دم‌دستی مترادف، می‌شود از Stop برای اين فعل Halt استفاده کرد، اما آيا در چنين جای حساسی هم جايز است؟ آيا بهتر نيست که با توجه به حساسيتی که وجود دارد، همان دقتی که گزارش‌نويسان لحاظ کرده‌اند را در بکارگيری کلمه بکار گيريم. (اگرچه بی‌بی‌سی نيز با آن همه دبدبه و کبکبه‌ای که دارد، از مصدر “متوقف کردن” برای اخبار و گزارش‌های مربوط به آن بخش مورد اشاره استفاده کرده است. بد نيست اينجا اشاره‌ای کنم که بی‌بی‌سی فارسی در مقايسه با بی‌بی‌سی انگليسی از لحاظ محتوا و شاکله‌ی پرداختن به موضوعات بسيار دست‌پايين‌تر است.)

از آنجا که ممکن است برخی هنوز قانع نشده باشند، به توضيحی در مورد تفاوت Halt و Stop می‌پردازم. اگر Halt ابتدائا توضيح داده شود، آنگاه مراد از Stop بسيار خوب جا می‌افتد. کلمه‌ی Halt را اينچنين معنا می‌کنند، يک ايست در حرکت و يا پيشروی، به‌ويژه موقتی. اما در مورد Stop می‌گويند، ايست کردن به طور تمام و کامل. در مورد Halt معنی نامعلوم بودن، نامشخص بودن هم در نفس ايست کردن و هم در مدت زمان مربوط به آن وجود دارد، در صورتی‌که وقتی می‌گوييد Stop ديگر ترديد و عدم اطمينان در ايست کردن جايی ندارد. البته اين چيزی که من گفتم، به اين معنی نيست که در همه جا اين کليت دارد و رعايت می‌شود، چه بسا در مورد همين موضوع گزارش نيز در سايت‌ها و وبلاگ‌های انگليسی در تفسير و تحليلی که ارائه می‌دهند، از Stop هم استفاده کرده باشند.

اما با توجه به محدوديت زبان فارسی نسبت به انگليسی در رساندن مفاهيم و حتی بسياری از مسائل واقعی و رو، ما بايستی دقت بيشتری داشته باشيم. برنامه‌ی هسته‌ای ايران در زمينه‌ی توليد تسليحات اتمی ايستانده شده است، نه متوقف شده است. وقتی کسی در ايران، خبر رسانه‌ها را اينچنين می‌خواند و می‌شنود، با خود فکر می‌کند، اگر برنامه‌ی هسته‌ای نظامی ايران “متوقف” شده است، ديگر چرا آمريکا و کشورهای اروپايی اينقدر داد و بيداد می‌کنند.

اين مخاطب مقصر اصلی نيست، چرا که رسانه‌ها به او گفته‌اند، ايران برنامه‌ی تسليحات هسته‌ای‌اش را متوقف کرده است و او هم برداشتی که دارد اينست که ايران ديگر برنامه‌ی هسته‌ای نظامی ندارد. او برداشت آنچنان دور از ذهنی – در استنتاج از متن خبر – نداشته است. اما واقعيت اينست که ايران در برنامه‌ی هسته‌ای نظامی خود يک وقفه و ايست داشته است و همانطور که در گزارش برآورد اطلاعات ملی آمده، معلوم نيست مدت آن چقدر باشد و ايران می‌تواند آن را هر زمان بخواهد از سر بگيرد.

پس وقتی ما با مطالبی تا اين حد حساس مواجه هستيم، و در مورد کليدی‌ترين جملات آن، اصلی‌ترين کلمات را می‌خواهيم معنا کنيم، بايستی به آنچه به خواننده و يا شنونده منتقل می‌شود نيز حساس باشيم. ايران برنامه‌ی هسته‌ای نظامی‌اش را جمع نکرده است که ما با بکارگيری کلمه‌ی “توقف” آن را به اذهان القا کنيم.