ايـران بـه آنـاپـولـيس عکـس العمـل نـشان داد

ايـران بـه آنـاپـولـيس عکـس العمـل نـشان داد
ايالات متحده وقتی رهبران عرب منطقه را به نشست آناپوليس فرا میخواند، متوجه بود که عدم دعوتِ ايران، خود میتواند نشاندهندهی اين مساله باشد که اين کشور، رانده شده از جريان صلح خاورميانه است. در حقيقت، انزوای ايران، يک هدف کليدی بود که با جمع کردن کشورهای منطقه در نشست آناپوليس، آمريکا به آن رسيد. ايران مانند کسی بود که خوار و منفور شمرده میشود.
وقتی آمريکا در تدارک برگزاری اين نشست بود، ايران که اين رفتار را از آمريکا ديد، واکنش نشان داد. ايران در پاسخ، شروع کرد به تحليل بردن سياست آمريکا که در چندين گام دنبال شد. اولين گام، پيش از آغاز نشست بود. تهران سعی کرد، تا عربها را متقاعد کند که نبايستی هيچ نوع حضوری (در هيچ سطحی) در اين نشست داشته باشند. در اين مرحله بود که محمود احمدینژاد، فرستادههايی را به کشورهای عرب فرستاد. سوريه که متحد عرب ايران به شمار میرود نيز از جمله مقصدهای پيام احمدینژاد بود. او در پيامهای خود، از رهبران عرب خواست که اين کنفرانس را بايکوت کنند.
هنگامیکه تلاشهای ايران در اين زمينه، با ناکامی همراه شد و دريافت که نتيجهی قابل لمسی از آن بدست نمیآورد، سعی کرد که با موضعگيریهايی که مقامات عالیرتبهاش انجام میدهند، اسباب دستپاچگی و شرمساری کسانی که از کشورهای عرب در اين نشست شرکت میکند را فراهم بياورد. بنابراين در اين مرحله، احمدینژاد و ديگر رهبران حکومت ايران با موضعگيریهايی که داشتند، اين نشست را از پيش هدايت شده، به منظور تامين مقاصد اسرائيل و آمريکا و به ضرر رساندن به اعراب و فلسطينيان مطرح کردند.
در خطبهی نماز جمعه، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای پيشگوئی کرد که کنفرانسی مانند آناپوليس، محکوم به شکست است، حتی قبل از اينکه آن آغاز شود. او نسبت به اين موضوع که بسياری از کشورهای منطقه تصميم دارند، اين کنفرانس را همراهی کنند، اظهار تاسف کرد. خامنهای گفت، آنها از چنين کنفرانسهايی در شصت سال گذشته، چه نتايجی گرفتند که حالا میخواهند آن را تکرار کنند؟
گام بعدی ايران، اين بود که يک کنفرانسی همپای کنفرانس آناپوليس راه بياندازد که در آن، احزاب و جريانهای ضد آمريکايی در منطقه را گرد هم بياورد. هدف کنفرانس هم اين بود که به مقاومت بر ضد آمريکا، فرم داده شود. ايران در پيش بردن اين طرح هم موفق نشد. گروههای فلسطينی که اکثرا مقرّشان در سوريه بود، دعوت ايران در اين کنفرانس را نپذيرفتند. خودداری آنها به اين علت بود که حضور آنها در اين کنفرانس، میتوانست به اضطراب و آشفتگی سوريه بيانجامد. چرا که سوريه پذيرفته بود که در نشست آناپوليس شرکت کند.
ايران در اين مرحله دريافت که نمیتواند در رهسپاری کشورهای منطقه برای شرکت در آناپوليس، کاری از پيش ببرد، و اين موجب میشود که ايران از زمرهی کشورهای منطقه بيرون بماند و يک خط اختلاف پر رنگتری بر تمايز رويکرد ايران و کشورهای حاشيهی جنوبی خليج فارس ايجاد کند. بنابراين احمدینژاد درخواست کرد (از رياست دورهای شورا، قطر) که در نشست شورای همکاری خليج (فارس) شرکت داشته باشد.
با سخن گفتن در نشست شورای همکاری خليج (فارس) که برای اولينبار، يک مقام ايرانی پس از تاسيس اين شورا در سال 1981 آن را انجام میداد، احمدینژاد خواست که ثابت کند که متحدان کليدی آمريکا در منطقه، تمايل دارند که ايران را در آغوش گيرند.
در طول نشست، ايران سعی کرد که به کشورهای عرب حوزهی خليج فارس ابراز عشق و علاقه کند. او اين کار را با پيشنهاد برای شکلگيری ميثاقهای امنيتی و اقتصادی صورت داد. با وجودیکه ايران برای اولينبار بود که پيشنهاد ايجاد ميثاقها را به صورت رسمی ارائه میکرد، اما رهبران شورای همکاری خليج (فارس) را تحتتاثير قرار نداد.
بسياری برایشان اين سوال مطرح بود که قصد و نيت احمدینژاد از اينکه پيشنهاد ايجاد چنين توافقهايی را مطرح میکند چه میتواند باشد، وقتی او در مورد نيات برنامهی هستهای ايران چيزی را مطرح نکرده است و رهبران منطقه را از نگرانیای که دارند بيرون نمیآورد.
احمدینژاد در نشست شورای همکاری خليج (فارس) کوچکترين اشارهای به برنامههای هستهای ايران نکرد، چيزی که عمدهی دليل حضور او برای شرکت در اين نشست عنوان میشد. برنامههای هستهای ايران مورد نگرانی کشورهای منطقه است و آنها خواهان اين هستند که جمهوری اسلامی ايران به اين نگرانیها پايان دهد.
گويا احمدینژاد تقريبا مطمئن بود که پيشنهادهايی که مطرح میکند از سوی شورای همکاری خليج (فارس) رد میشود، خصوصا در باب مسائل امنيتی که اين کشورها به واشنگتن تکيه دارند. در عينحال نفس حضور احمدینژاد در اين نشست، به او خوشحالی غير قابل پنهانی داده بود که ايران دارای قدرت رو به افزايشی در منطقه است.
بیان دیدگاه