فهم

بـه سـختی می‌توان به هـر اطـلاعات خـوبی در مورد ايران اتکا کـرد

ارسال‌شده در بحران هسته ای ايران, مقالات خارجی توسط fahm در دسامبر 8, 2007

 تصوير نقاشی شده از خمينی بر روی ديواری جنب ميدان انقلاب تهران

بـه سـختی می‌توان به هـر اطـلاعات خـوبی در مورد ايران اتکا کـرد

                                      

سازمان‌های اطلاعاتی هرچه می‌خواهند بگويند، اما احساس مردم چيز ديگری می‌گويد. ايران کشوری است که يک رژيم سرکوب‌گر و ديکتاتور آن را هدايت می‌کند، دارای درآمد نفتی بسيار زيادی است و روسيه و چين در برنامه‌های هسته‌ای و نظامی آن مشارکت گسترده دارند؛ همه‌ی اينها خود نگران‌کننده است، چه رسد به اينکه ثابت شود اين کشور، برنامه‌ای برای توليد تسليحات اتمی داشته است. حال اينکه اين برنامه سال 2003 متوقف شده و يا نه، مهم اينست که اين برنامه وجود داشته و هنوز هم ظن آن وجود دارد که سر گرفته شود.

مقاله‌ی زير نشان‌دهنده‌ی ديد بخش زيادی از مردم آمريکا در مورد گزارش اخير برآورد اطلاعات ملی است.

در بخش‌هايی از برآورد اطلاعات ملی که در اين هفته پخش شد، گزارش می‌کند که ايران احتمالا برنامه‌ی تسليحات اتمی‌اش را چهار سال قبل ايستانده است.

با نظر به اين مساله که گزارش ديگری در سال 2005 که برآورد اطلاعات ملی بود، استنتاجی که داشت اين بود که ايران در سال 2005 عزم توليد تسليحات هسته‌ای داشته است، اين سوال پيش می‌آيد که کدام گزارش درست است؟ ما ممکن است هرگز ندانيم، يا احتمالا نمی‌دانيم تا زمانی‌که خيلی دير خواهد بود.

از قضا يکی از چيزهايی که اين دو گزارش – علی‌رغم دو سال فاصله‌ی زمانی‌شان – می‌گويند، اينست که ما خيلی کم در مورد کارهايی که در داخل جائی مثل ايران می‌شود، می‌دانيم. در جائی با يک حکومت استبدادی، ارزش‌ها و فرهنگ افراطی و بنيادگرايانه که با فرهنگ و ارزش‌های ما تمايز دارد، ترقی گاهی اوقات به واقع نزول کردن است و بله، گاهی اوقات، معنی نه می‌دهد.

اين احتمالا به طور غير قابل باوری ترسناک است که در چنين نوع جاهائی با جاسوسان نفوذ کرد. با توجه به روابط و رفتار موجود در اين کشور، بدگمانی‌هايی که می‌تواند تشديد کند، هر نوع کسب اطلاعات بيشتر و يا کمتر کردن بازی حدس و گمان را منتفی می‌سازد.

آنچه که می‌دانيم اينست که ما به واقع نمی‌دانيم چيز زيادی درباره‌ی آنچه که ايران به سمت آن می‌رود و آنچه که نيات رهبرانش به واقع هست.

ما می‌توانيم به پشت‌گرمی برخی ژست‌ها، با ناديده گرفتن ندانستن حقيقت وضعيت ايران، با سياست‌هايی که در داخل کشور پی می‌گيريم، آنچنان نقش بازی کنيم که مانند هر موضوع ديگری، در مورد اين کشور نيز با دانش سر و کار خواهيم داشت.