بـوش: ايـران خـطرنـاک بـود، ايـران خـطرنـاک اسـت

بـوش: ايـران خـطرنـاک بـود، ايـران خـطرنـاک اسـت
اگر انتظار اين را داشته باشيم که صدا و سيما و روزنامهچیهای حکومتی، به انتشار ترجمهی گزارش انجمن اطلاعات آمريکا بپردازند، خيلی خوشخيال تشريف داريم. يادتان هست که سر گزارش البرادعی هم چه جار و جنجالی به راه انداختند، اما همانطور که از آن گزارش 9 صفحهای، تنها اين به مردم ايران رسيد که “البرادعی هم ادعاهای جمهوری اسلامی را تاييد کرد” در مورد گزارش انجمن اطلاعات آمريکا هم، نبايستی انتظار بيشتری از تبليغاتچیهای حکومتی داشته باشيم.
احمدینژاد در سخنرانی خود در ايلام سخنانی گفت که ايدههای زيادی را به کاريکاتوريستها و طنز نويسان میدهد، مثلا اينکه گزارش انجمن اطلاعات آمريکا، حقانيت جمهوری اسلامی را ثابت کرد. احمدینژاد در سخنان خود گفت، آنها نه اينکه باد در دماغ دارند و خيلی مغرور هستند، به اشتباهشان علنا اعتراف نمیکنند، برای همين غير مستقيم میآيند میگويند؛ سازمانهای اطلاعاتی ما اشتباه کردند و اطلاعات اشتباه داشتند.
بعد هم احمدینژاد گفت، ملت ايران حاضر است با شما مذاکره کند. احمدینژاد در حالی که انگشت اشارهاش را به سمت خود میگيرد، نام ملت ايران را میبرد، گويی وجود او برابر ملت ايران است. هر جا هم که میخواهد مواضع نادرست دولت و حکومت را اعلام کند، از ملت ايران مايه میگذارد و هر جا که میخواهد اتهامات کشورهای غربی عليه رژيم ايران را وا گو کند، میگويد که اين دولتها با ملت ايران دشمن هستند و به ملت ايران میگويند که از حقوق هستهای خود دست بردارد. در جاهايی هم اين نسبت دادنها مضحک میشود، مثلا آنجا که احمدینژاد میگويد، آنها (کشورهای غربی) میگويند که ما میخواهيم با ملت ايران مذاکره کنيم.
کنفرانس رسانهای جورج بوش هم از تاثير انتشار اين گزارش، بینصيب نماند. از حدود بيست و پنج – شش پرسشی که خبرنگاران و پرسشکنندگان مطرح کردند، در شش مورد، سوال به طور مستقيم، نام ايران را در خود داشت. اما جالبی اين کنفرانس اين بود که سوالکنندگان نُه بار نام ايران (با در نظر گرفتن اينکه ايرانيان را هم محسوب کنيم) بکار بردند، و جورج بوش حدود پنجاه بار نام ايران را در اين کنفرانس خبری بيان کرد. جدا از شش سوال مطرح شده، جورج بوش در پاسخ به چهار سوال ديگر نيز که مربوط به گزارش برآورد اطلاعات ملی میشد هم نام ايران را مطرح کرد. شايد اين کنفرانس مطبوعاتی به نوعی يک استثناء در تمامی دوران رياستجمهوری بوش باشد که اينچنين به مسالهی برنامههای هستهای ايران پرداخته شده است.
میتوان گفت که بوش آماده و مسلط برای پاسخگوئی و استدلال در مورد اين گزارش آمده بود. او نيز مانند هادلی، مشاور امنيت ملی آمريکا بر اين عقيده بود که اولا اين گزارش نشاندهندهی مثبت بودن رويکردی است که آمريکا و متحدانش تاکنون اتخاذ کردهاند، ديگر اينکه اگر بخواهيم از اين پس هم نتيجه بگيريم، نبايستی رويکرد خود را عوض کنيم.
اما چيزی که سوالکنندگان در اين کنفرانس خبری به آن گير داده بودند و تا آخر کنفرانس رسانهای دست از آن بر نداشتند، اين بود که جورج بوش را محکوم کنند که يا بگويد اشتباه کرده است و يا بگويد سفت و سخت گرفتناش – علیرغم اينکه برآورد سازمانهای اطلاعاتی را داشته – به دليل اين بوده که کار مورد نظر خود را به پيش برد، اما بوش از خبرنگاران مسلطتر بود و توانست از عهدهی آنها برآيد.
خبرنگاران، کنفرانس را با هجوم آغاز کردند و همان سوال ابتدائی که مطرح شد، در مورد “گزارش برآورد اطلاعات ملی در مورد ايران” بود. سوال اين بود، آقای رئيسجمهور، يک گزارش اطلاعاتی جديد میگويد که ايران برنامه تسليحات هستهایاش را چهار سال قبل ايستاند و آن متوقف باقيمانده است، آيا شما هنوز هم بر آن هستيد که ايران در حال تلاش برای ساختن بمب اتمی است؟ و آيا يافتههای جديد، گزينهی نظامی که شما از وجود آن صحبت کرده بوديد را از روی ميز کنار مینهد؟
بوش میگويد، آنچه که ما میدانيم اينست. ما میدانيم که آنها هنوز در پی اين هستند که ياد بگيرند که چطور اورانيوم را غنیسازی کنند. غنیسازی اورانيوم يک گام مهم برای کشوری است که میخواهد به تسليحات هستهای دستيابد. ما میدانيم که آنها يک برنامه داشتند. ما میدانيم که برنامه ايست کرده است. من فکر میکنم که خيلی اهميت دارد که جامعهی جهانی اين واقعيت را تصديق کند که اگر ايران در حال توسعهی دانشی بوده که آنها توانستند در برنامهی مخفی خود آن را بکار گيرند، اين ايجاد خطر برای جامعهی جهانی میکند.
بوش با اشاره به اين گزارش میافزايد، به نظرم اين گزارش يک هشدار در مورد اينکه آنها برنامه (توليد تسليحاتی) داشتند و همچنين – نسبت به چگونگی – توقف برنامه در بر دارد. بوش دليل هشدار و اعلام خطر نسبت به اين موضوع (توقف برنامه) را اينچنين عنوان میکند، دليل چرايی دربارهی هشدار نسبت به توقف برنامه، اينست که آنها میتوانند آن را دوباره از سر بگيرند. و عامل موثر در ازسرگيری برنامه و خطرات آن، توانايی غنیسازی اورانيوم است، دانشی که در برنامهی پنهانی بکار گرفته شده است. بوش معتقد که اين گزارش (برآورد اطلاعات ملی در مورد برنامهی هستهای ايران) فرصتی است تا آمريکا به همراه جامعهی جهانی به رژيم ايران فشار آورند که برنامهاش (غنیسازی) را متوقف سازد.
بوش افزود، شما میدانيد که گزارش همچنين گفته است که فشارها، موثر بودهاند. چيزی هم که دولت ما به شرکایمان توضيح داده، اينست که جامعهی جهانی همچنان بايد فشار خود را بر ايران نگه دارد. ديپلماسی عالی، ديپلماسی موثر، ديپلماسیای است که همهی گزينهها بر روی ميز باشند.
اما آنچه که بيشترين بحث را در اين چند روزه برانگيخته است و جمهوری اسلامی را بر آن داشته است که از آن، تيتر “دروغ بزرگ بوش” را بسازد و در صدر عنوانهای خبری خود جای دهد، مسالهی قضاوت سازمانهای اطلاعاتی آمريکا از توقف برنامهی تسليحات هستهای ايران از پاييز 2003 است، حال آنکه دولت آمريکا پيوسته بر اين مدعا بوده است که بخشی برنامههای هستهای ايران به منظور مقاصد نظامی هستند.
سوال ديگر از بوش اين بود، آقای رئيسجمهور، تسليحات کشتار جمعی در عراق يافت نشد، و حالا ايران برنامهی هستهایاش را در 2003 متوقف کرده است. آيا شما نگران اين هستيد که ايالات متحده در حال از دست دادن اعتبار خود در جهان باشد، و به پسر بچهای ماند که گريه میکند و فرياد میزند گرگ! گرگ! (اشاره به داستان چوپان دروغگو).
بوش در پاسخ به اين سوال گفت، من میخواهم، به سازمانهای اطلاعاتیمان تبريک بگويم برای کار خوبشان. درست پس از قصور در اطلاعات در مورد عراق، ما به اصلاحاتی در جامعهی اطلاعاتیمان دست زديم، بنابراين ملاحظات بسياری صورت گرفته است که سبب میشود که ما نسبت به برآورد اطلاعات ملی، اطمينان داشته باشيم.
جورج بوش ادامه داد، مردم میگويند، بسيار خب! چرا نتوانستيد آگاهی جامع را زودتر بدست بياوريد؟ پاسخ آن اينست، به اين دليل که ما با رژيمی طرف هستيم که خيلی شفافيت ندارد، صريح نيست. ما از پس از سال 1979 حضور چندانی در ايران نداريم. جورج بوش بيان میکند که به همين دلايل، او جامعهی اطلاعاتی را به تقويت اطلاعات در مورد ايران فراخوانده است. و با اين اوصاف، حالا بهتر دستِ دولتمردان آمريکا آمده است که آنها (رهبران رژيم) چطور فکر میکنند، و چطور عمل میکنند.
جورج بوش دليل انتشار اين گزارش و در دسترس قرار گرفتن آن را اينطور عنوان کرد، من خواستم که اين گزارش در معرض ديدگان عمومی قرار گيرد، تا مردم دريابند که حقايق چيستند. جورج بوش، ديگر دليل انتشار عمومی اين گزارش را اين میداند که به مردم آمريکا نشان دهد که اعضای دولت او به ارزيابی در مورد مسالهی ايران رسيدهاند. (آنچه از اين گزارش منتشر شده است، نتايج و قضاوتهای کليدی سازمانهای اطلاعاتی است و اصل گزارش، بالغ بر 140 صفحه است.)
اما سوال يکی از خبرنگاران، گويا به نظر تبليغاتچیهای رژيم، خيلی جالب بود که سوال و پاسخ مربوط به آن را بارها و بارها پخش کردند (البته نصف و نيمه و با ترجمهی نادرستی که زيرنويس کردند) تا به زعم خودشان، قرار گرفتن بوش در زير فشار افکار عمومی و رسانهها را به نمايش بگذارند. سوالکننده از بوش میپرسد که شما در مورد عراق، دربارهی وجود امکانات تسليحات شيميايی در اين کشور سخن گفتيد، اما در عراق چيزی يافت نشد. پس از زمانی، آن ادعا را در مورد ايران ايجاد شده است. شما در ماه اکتبر، در 17ام اکتبر در مورد چشمانداز جنگ جهانی سوم هشدار داديد. ماهها پيش از اين اظهارات توسط شما، سازمانهای اطلاعاتی روشن ساخته بودند که از پس از 2003، ايران برنامهی توليد تسليحات هستهای خود را ايستانده است. بنابراين آيا شما متهم نمیشويد به اينکه اين تهديد را القا کردهايد؟ و آيا شما نسبت به تحليل رفتن اعتبار ايالات متحده نگران نيستيد؟
بوش يکی از مفصلترين پاسخها در اين کنفرانس رسانهای را به اين سوال داد. در بخشی از پاسخ بوش چنين آمد، اطلاعات جديدی که بدست آمد، بايستی مورد مطالعه و بررسی قرار میگرفت که صحّت آنها تاييد شود. او اطمينان از اينکه اطلاعات، جمعآوری شده و سپس اينکه همگی بر روی آن اتفاقنظر داشته باشند را پروسهای برای ارزيابی اطلاعات دانست که پس از طی اين مراحل، گزارش برآورد اطلاعات ملی، هفتهی گذشته به دستاش رسيده است.
بوش در مورد قسمت دوم سوال نيز گفت، ايران خطرناک بود، ايران خطرناک است و ايران خطرناک خواهد بود، اگر که آنها دانش مورد نياز برای ساخت بمب هستهای را داشته باشند. بوش آن قسمت از گزارش برآورد اطلاعاتی آمريکا را مورد تاکيد قرار میدهد که از داشتن برنامهی مخفی برای توليد تسليحات اتمی ايران خبر میدهد، و اين سوال را مطرح میکند، آيا آن (گزارش) میگويد که آنها نمیتوانند برنامهی پنهانی توليد تسليحات اتمی را از سر بگيرند؟
6 دیدگاه