فهم

گـزارش اطـلاعاتی آمـريکا: ايران از اواخـر دهـه‌ی 1980 بـه دنـبال بـمب اتـمی بـوده

ارسال‌شده در آمريکا, بحران هسته ای ايران, تبليغات رژيم, تحليل سياسی توسط fahm در دسامبر 4, 2007

 ممود امدی نژاد در ال بازديد از تاسيسات غنی سازی اورانيوم در نطنز

گـزارش اطـلاعاتی آمـريکا: ايران از اواخـر دهـه‌ی 1980 بـه دنـبال بـمب اتـمی بـوده

                                      

گزارشی که انجمن اطلاعات آمريکا منتشر کرد، موجب به راه افتادن سر و صدای زيادی در آمريکا شد. اما در ايران نيز اين گزارش مورد توجه رسانه‌های حکومتی قرار گرفت، به طوری‌که از صبح تا شام در تمامی بخش‌های خبری، خبر مربوط به آن را به صورت پر رنگ منعکس کردند و چندين گفت‌و گوی خبری، تحليل و تفسير سياسی در مورد آن راه انداختند. در بخش خبری ساعت 14 شبکه‌ی اول جمهوری اسلامی، عنادی که مجری گفت‌و گوهای سياسی خبر 22:30 شبکه‌ی دوم سيما است، به عنوان کارشناس سياسی دعوت شده بود، در مورد اين گزارش گفت، اين گزارش، ادعاهای جمهوری اسلامی را ثابت کرد. اين جمله، ذهن اهل فن را به ياد تحليل‌های کارشناسان سياسی رژيم در باب گزارش البرادعی انداخت که گفتند، گزارش البرادعی، ادعای جمهوری اسلامی را تاييد می‌کند.

اما انجمن اطلاعات آمريکا که از شانزده شاخه‌ی اطلاعاتی تشکيل يافته است، مطالبی گفته‌اند که “قضاوت”، “برآورد” و “تشخيصی” است که داده‌اند و همانطور که در خود گزارش آمده است؛ اين تلقی‌هايی که پيدا کرده‌اند، به منزله‌ی اين که “دانش” نسبت به موضوعات مطرح شده پيدا کرده باشند و شواهد و مدارک برای اثبات آنها داشته باشند نيست. در اين گزارش، قضاوت‌هايی آمده است که اعلام شده که به منزله‌ی حقايق facts، گواه proof و دانش knowledge نيستند. علی‌رغم توضيحاتی که در اين گزارش در مورد عدم قطعيت و وجود مدرک در مورد مطالب مطرح شده آمده است، اما بايد بدانيم که اين گزارش از اعتبار زيادی برخوردار است، چرا که اجماع نظر سازمان‌های اطلاعاتی را با خود دارد.

اما در اين گزارش نکات بسيار مهمی آمده است که جمهوری اسلامی يکی از نکات آن را با تحريفی آشکار به تيتر خبری خود تبديل کرده است. بهتر است قبل از بررسی نکات مهم اين گزارش، آنچه جمهوری اسلامی را بر سر شور و حال آورده و اينچنين ذوق‌زده کرده است، مورد تحليل قرار دهيم. در يکی از قضاوت‌هايی که اين گزارش ارائه داده است، اين آمده که ما اطمينان زيادی داريم که جمهوری اسلامی در پاييز سال 2003، در برنامه‌های هسته‌ای خود به منظور توليد تسليحات هسته‌ای ايجاد وقفه کرده است. بعد در ادامه هم گفته است، اطمينان نسبتا زيادی هم داريم که ايران در کمينه‌ی ابقای انتخاب گسترش تسليحات هسته‌ای است.

اما همين نکته‌ای که جمهوری اسلامی اساس استقبال از گزارش انجمن اطلاعات آمريکا قرار داده است، حاوی چندين نکته است که جمهوری اسلامی اصلا به آن اشاره‌ای نمی‌کند. حتی جمهوری اسلامی نکته‌ی مزيور  را به اين صورت آورده که گزارش انجمن اطلاعات آمريکا نشان داد که بوش دروع می‌گويد، اين گزارش گفت، ايران به دنبال تسليحات اتمی نيست. و خلاصه اينکه هر ادعايی که جمهوری اسلامی در باب مساله‌ی هسته‌ای داشت، رسانه‌ها و مقامات رژيم به اين گزارش بستند.

بعيد است که جمهوری اسلامی از اين گزارش واقعا خرسند شده باشد، و بيشتر برای نشان دادن چهره‌ای منطقی از خود متوسل به تاکتيک‌هايی اينچنينی می‌شود. کار تبليغاتی رژيم به آنجا رسيد که منوچهر متکی هم از اين گزارش استقبال کرد. متکی در مورد اين واکنش از سوی جمهوری اسلامی هم گفت، طبيعی که جمهوری اسلامی از اين گزارش استقبال کند، برخی کشورها، سوال‌ها و ابهاماتی داشتند که هم‌اينک ديدگاه‌های خود را بر واقعيات منطبق می‌کنند.

وصل کردن گزارش البرادعی به گزارش انجمن اطلاعات آمريکا يکی ديگر از تاکتيک‌هايی است که بکار گرفته‌اند. متکی منظورش اينست که وقتی جمهوری اسلامی به چند سوال آژانس پاسخ داده، اين کشورهايی که در مورد برنامه‌های هسته‌ای ايران، ديدگاه‌های مخالف داشته‌اند هم، ديدگاه‌شان عوض شده و به گفته‌ی او، بر “واقعيات” منطبق گشته است.

اگر متکی گزارش انجمن اطلاعات آمريکا را خوانده باشد، می‌بيند که اين گزارش سرشار از واقعياتی است که او و شبکه‌های به اصطلاح خبری (و در واقع تبليغاتی) جمهوری اسلامی هيچ اشاره‌ای به آنها نکرده‌اند. واقعياتی که با وجود آنها، گزينه‌ی نظامی، همچنان روی ميز باقی می‌ماند.

در باب اينکه گزارش بيان می‌کند که ايران برنامه‌ی توليد تسليحات اتمی‌اش را در پاييز 2003 معلق کرده، در خود گزارش آمده است: با اطمينان زياد، اين تصميم، همچنين تعليق غنی‌سازی اورانيوم و اعلام پيوستن به پروتکل الحاقی، عمدتا در پاسخ به افزايش فشار و موشکافی بين‌المللی، متعاقب آشکار  شدن کارهای هسته‌ای اعلام نشده‌ی ايران بوده است.

بنابراين اگر متکی و يا هر کارشناس و مقام جمهوری اسلامی اين گزارش را درست و منطبق با “واقعيات” ارزيابی می‌کند، با زبان بی‌زبانی تاييد می‌کند که ايران – لااقل –  تا سال 2003 در پی توليد تسليحات اتمی بوده است. نکته‌ی مهم ديگر اينست که ايران در مقابل فشارهای بين‌المللی تسليم شده است و پذيرفتن پروتکل الحاقی و تعليق هم، نه ناشی از قصد برای “شفاف‌سازی”، بلکه برای کاستن از فشار بين‌المللی بوده است.

ممکن است گفته شود، اين دو چه تفاوتی با هم دارند؟ و آيا اين دو منافاتی با هم دارند؟ برخی ممکن است بگويند، مگر شفاف‌سازی، موجب کاستن از فشار بين‌المللی نمی‌شود؟ بله! اما تفاوت اين دو، يعنی “قصد برای شفاف‌سازی” و “قصد برای کاستن از فشارهای بين‌المللی”، در “علت” برای اقدام، با هم متفاوتند. يعنی در اولی قصد خير است و در دومی، ناگزيری. ناگزيری هم تبعا نمی‌تواند به شفافيتی که در پی شفاف‌سازی به قصد شفاف‌سازی است منجر شود. نتيجه‌ی اين مساله را در گزارش البرادعی ديديم که او نيز تاييد کرد که همکاری‌های جمهوری اسلامی بيشتر “انفعالی” (واکنشی) است، تا “فعالانه”.

اما در گزارش انجمن اطلاعات آمريکا نکات بسيار مهمی آمده است که نبايد از نظر دور بماند، اينکه اين شانزده سازمان اطلاعاتی بر اين امر متفق هستند و اطمينان کافی دارند که ايران دارای تاسيسات “پنهان” غنی‌سازی و فرآوری اورانيوم است. و اينکه اين تاسيسات را برای اين راه‌اندازی کرده که با سرعت بيشتری به مقدار اورانيوم غنی‌سازی شده برای توليد تسليحات اتمی برسد. (البته در بندی که اين مطلب آمده است، ذکر شده که “احتمالا” کار اين تاسيسات نيز از پاييز 2003 دچار وقفه شده است.)

اما نکته‌ی ديگر که بر خلاف ادعای جمهوری اسلامی که بيان کرده است که نهادهای نظامی در برنامه‌های هسته‌ای دخالتی ندارند؛ انجمن اطلاعات آمريکا با اطمينان کافی بيان می‌کند که تا پاييز 2003، نهادهای نظامی زير نظر دولت، برای توليد تسليحات اتمی فعاليت می‌کردند.

بر خلاف ادعای جمهوری اسلامی که می‌گويد در گزارش آمده که ايران به سمت توليد تسليحات اتمی نرفته است، در گزارش آمده است که ايران با سرعت هرچه تمام‌تر تا پاييز 2003 به سمت توليد بمب اتمی پيش می‌رفته. در مورد پس از توقف برنامه‌‌ی توليد تسليحات اتمی نيز، گزارش می‌گويد، ما اطمينان نداريم که ايران قصد نداشته باشد به سمت توليد تسليحات اتمی برود.

اما نکته‌ی مهم ديگری که بايد از اين گزارش دريافت، اذعان گزارش به توانايی ايران برای توليد بمب اتمی است. انجمن اطلاعات آمريکا بيان می‌دارد، احتمالا ايران با متد غنی‌سازی سانتريفيوژها می‌تواند مواد قابل انشقاق بمب اتمی را بدست آورد، اما برای عملياتی کردن آن با مشکلات فنی روبه‌رو خواهد بود. (در پايان گزارش آمده است که ايران سرانجام به بمب اتمی خواهد رسيد، در صورتی‌که بخواهد بمب اتمی بسازد.)

اما انجمن اطلاعات آمريکا فرصت هر سوء برداشتی را – هرچند که جای اندکی برای آن گذاشته باشد – گرفته است، با گفتن اينکه ما اطلاعات کافی نداريم که با اطمينان بتوانيم قضاوت کنيم که ايران آيا همچنان برنامه‌ی توليد تسليحات اتمی را تا زمانی نامعين متوقف نگه می‌دارد تا انتخاب‌ها پيش رو را بسنجد، يا فعلا يک فرجه‌ای قرار داده است، يا اينکه آن برنامه را بی‌درنگ از سر می‌گيرد.

آيا اينکه ايران از دهه‌ی 1980 به دنبال تسليحات اتمی بوده است، تاسيسات اتمی پنهانی دارد که زير نظر نهادهای نظامی برای توليد بمب اتمی فعاليت می‌کند، زير فشارهای بين‌المللی تسليم می‌شود، و … اينها همگی منطبق بر “واقعيات” نيست؟