فهم

چـرا نـشـسـت آنـاپـولـيس موفـق بـوده

ارسال‌شده در اسرائيل, خاورميانه, صلح خاورميانه توسط fahm در نوامبر 30, 2007

چـرا نـشـسـت آنـاپـولـيس موفـق بـوده

بسيجيان با تجمع در مقابل سفارتخانه فلسطين در تهران، آمادگی خود را برای انجام عمليات انت�اری اعلام داشتند

کمتر در مورد اجلاسی اين مساله وجود داشته است که پيش از آنکه برای آغاز آن پرده‌ها کنار رود، اينچنين حجمی از ديدگاه‌هايی که حکايت از خرابی و عدم موفقيت آن دارد، ابراز شود. با وجودی‌که تحليلگرانِ هر يک از طرفين مناقشه‌ی خاورميانه، چنين ديدگاه‌هايی را کم و بيش در مورد اين نشست از خود نشان داده‌اند، اين خيلی مبهوت‌کننده می‌بود اگر که کسی پيش‌بينی برآورده شدن صلح را از نشست آناپوليس داشت.

اما با وجودی‌که ممکن است به نظر بسياری از مضحک و خنده‌دار باشد که نشست آناپوليس در چنين هدفی موفق بوده، اما دلايلی وجود دارد که به اين استدلال کمک می‌کند که اجلاس آناپوليس بيش از آنچه که حرف و صحبت آن در مورد تاثيرش در منطقه‌ی خاورميانه بوده، اثر خواهد داشت. (دست‌کم به دلايلی که برخی از آن را در اينجا می‌آوريم.)

رسانه‌ها مانند هميشه در اشتباه‌اند. همه‌اش درباره‌ی نتايج کنفرانس صحبت می‌کنند و حرف می‌زنند و حرف می‌زنند. تقريبا هر کسی هم در مورد نتايج آن بدبين است. اما داستان واقعی که بايد مورد توجه قرار بگيرد، اينها نيست. نتايجی که از يک کنفرانس يک روزه که پس از سالها توقف و رکود شکل گرفته، اين نمی‌تواند باشد و قابل انتظار هم نيست که مشکلات ساليان سال باقيمانده، طی يک راه‌حل، به صورت معجزه‌آسا برطرف شود. بهتر است اين سوال مطرح شود که چرا نشست آناپوليس اتفاق افتاد؟ اتفاق افتادن نشست آناپوليس با در نظر گرفتن شرکت‌کنندگان آن، چيزی است که بايستی مورد سوال قرار گيرد.

يک تغيير بناء در منطقه‌ی خاورميانه رخ داده است، اينکه کشورهای عرب و اسرائيل به داشتن يک دشمن مشترک، يعنی ايران خمينيستی بيشتر واقف می‌شوند. خطر از جانب احمدی‌نژاد بروز داده شده است که تمام هم‌آوری‌های قديمی را از سر گرفته است و کشورهای عربِ همراهی‌کننده با غرب را علنا در کنار کشورهای ديگر، مانند آلمان، فرانسه، ايالات متحده و البته اسرائيل تهديد می‌کند. احمدی‌نژاد فرد خطرناکی است و رژيمی که او آن را سرکردگی می‌کند مخوف است و لحظه به لحظه نيز ترسناک‌تر می‌شود. ايران عمدا از نشست آناپوليس کنار گذاشته شده بود.

تهديد ايرانی، چيزی است که از داستان اين نشست سخن می‌گويد. تهديد ايرانی‌ها را سعودی‌ها نيز احساس کرده‌اند و بعيد نيست که از لحاظ اطلاعاتی، آنها با ايالات متحده و اسرائيل همکاری داشته باشند. اين کاملا قطعی و محقق است که ترکيه، مصر و اردن درباره‌ی رژيم خمينيستی ايران در حال انجام کارهای اطلاعاتی هستند.

حقيقت اينست که سوريه با وجود بمباران تاسيسات هسته‌ای پنهانی‌اش در حدود ده هفته‌ی قبل توسط اسرائيل، پذيرفت که در اين نشست حضور پيدا کند. اين نشان‌دهنده‌ی اينست که سوريه منافع خود را به عنوان يک کشور عربی دنبال می‌کند و آنطورها هم در فرهنگ رژيم خمينيستی فرو نرفته است.

طعنه‌ای وجود دارد که رژيم تهران در واقع در حال جلو بردن جهان عرب به ايجاد صلح است. اما در واقع اگر اين ناگزيری و اضطرار از جانب رژيم تهران بيش از گذشته شود، خيلی دور از تصور نيست که اتحاديه‌ی عرب به طريقی با حمله به تاسيسات هسته‌ای ايران با سلاح‌های متداول تن دهد؛ حمله‌ای که توسط اسرائيل صورت گيرد و با رضايت و کمک دو طرف آمريکايی و عرب.

هيچ‌کسی دوست ندارد که رژيمی تا اين حد دارای افکار و ايدئولوژی جنون‌آميز، به تسليحات هسته‌ای دست يابد. به طور حتم در صورت چنين حمله‌ای، همسايگان عرب ايران در منظر عمومی با غضب و خشم نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند، اما در محافل خصوصی و دور از چشم عموم، اگر چنين حمله‌ای موفقيت‌آميز باشد، خدا را شکر می‌کنند. يک حمله‌ی موفقيت‌آميز تا شش سال برنامه‌های هسته‌ای ايران را به عقب باز خواهد گرداند. قطعنامه‌های سفت و سخت نيز می‌تواند به تضعيف رژيم ايران بيانجامد.

اگر آناپوليس را از اين منظر بنگريم، بايد تمام آن را به حساب خوش‌شانسی خود بگذاريم. چه رخ داد؟ برای اولين‌بار در هفت سال گذشته، اسرائيلی‌ها و فلسطينی‌ها به واشنگتن آمدند، تا به فرمولی به منظور از سرگيری گفت‌و گوهای صلح دست‌يابند. ايالات متحده از شماری از کشورهای عرب دعوت بعمل آورد، تا به دو طرف اسرائيلی و فلسطينی فشار آورده شود، تا در جهت يک معامله برای رسيدن به صلح حرکت کنند. و به نحو بهتر، دری برای توافقنامه‌ی صلحی جامع در خاورميانه بگشايد.

فهرست دعوت‌شدگان نشست، شامل نمايندگانی از 42 کشور بودند. نمايندگانی از سازمان ملل متحد، اتحاديه‌ی اروپائی، اتحاديه عرب و تشکيلات فلسطينی. در کنار ايالات متحده، ديگر اعضای گروه چهار جانبه (سازمان ملل، اتحاديه‌ی اروپائی و روسيه) با مامور خاورميانه‌ای اين گروه، تونی بلر، اعضای دائم شورای امنيت (چين، فرانسه، انگليس و روسيه)، اعضای گروه هشت (کانادا، آلمان، ايتاليا و ژاپن) و کميته‌ای از اتحاديه‌ی عرب که مذاکرات را پيگيری می‌کرد. با وجود دعوت از کشورهائی همچون الجزاير، بحرين، مراکش، لبنان، قطر، سودان، تونس، يمن، و البته مصر، سوريه، اردن و عربستان سعودی که نمايندگانی از وزارت‌خارجه‌شان آمده بودند، کاملا روشن نشده است که هشت کشور اول در چه سطحی شرکت کردند.

عربستان سعودی و سوريه به همراه کشورهای عرب ديگر در اين نشست حضور داشتند. حضور عربستان سعودی در اين اجلاس از چند جهت حائز اهميت است. اول اينکه نفوذ آمريکا بر روی عربستان سعودی و همسويی با آمريکا را نشان می‌دهد. دوم اينکه عربستان سعودی با توجه به اعتبار و منزلتی که در ميان کشورهای اسلامی دارد، با آمدنش به اين نشست، يک راه جديدی را آغاز کرد که استمرار اين نشست‌ها با حضور اين کشور را عادی خواهد کرد. سوم اينکه رژيم ايران را کاملا منزوی و تنها کرد.

اما اجلاس آناپوليس قرار نبوده که در يک روز برگزاری‌اش به تمامی مناقشات ميان اعراب و اسرائيل پايان دهد. همين که اين اجلاس يک آغاز برای فرآيند ماسيده شده‌ی صلح خاورميانه بود و آن را تازه کرد، خود بزرگ‌ترين دستاورد اين نشست است.

در باب منزوی شدن ايران مطلب بسيار است. رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود در مورد نشست آناپوليس گفته بود که کشورهای عربی در اين اجلاس شرکت نکنند، چرا که حتی نمايندگان خود فلسطين نيز در آن حضور ندارند. در حالی‌که عکس اين مطلب اتفاق افتاد و يک اتفاق غير منتظره رهبران ايران را شوکه کرد و آن حضور وزير خارجه‌ی عربستان سعودی، سعود الفيصل در اين نشست بود.

در حالی‌که خبر حضور عربستان سعودی در اين نشست به يکی از مهمترين خبرهای مربوط به نشست آناپوليس بدل گشته بود، جمهوری اسلامی برای ناديده گرفتن ارزش و اهميت آن، خبر گفت‌و گوی تلفنی احمدی‌نژاد با پادشاه عربستان سعودی را در صدر خبرهای خود آورد. در حالی‌که هيچ‌يک از خبرگزاری‌ها نقل‌قول‌هايی اينچنينی (نقل از خبرگزاری ايرنا) از گفت‌و گوی احمدی‌نژاد و امير عبداله منتشر نکردند.

احمدی‌نژاد با گله‌گزاری از حضور عربستان سعودی در اين نشست، اين واقعيت را که عرب‌ها با شرکت در نشست آمريکايی آناپوليس، ايران را منزوی کردند به صورتی بارز نشان داد. رسانه‌های جمهوری اسلامی نيز در خبرهايی آوردند که احمدی‌نژاد در تماس با امير عبداله گفته است که آرزو می‌کرد که نام عربستان سعودی در ميان همراهان نشست آناپوليس نمی‌بود. از آنجا که به غير از ايرنا منبع خبر ديگری در مورد اين گفت‌و گو وجود ندارد، خبرگزاری‌های ديگر نيز به نقل از آن چنين خبری را منتشر کردند. اين خبرگزاری آورد که احمدی‌نژاد در اين گفت‌و گو به امير عبداله گفته است که کشورهای عربی بايستی در مواجهه با طرح‌ها و نيرنگ‌های دشمن صهيونيستی مراقبت داشته باشند.

در حالی‌که جمهوری اسلامی يکی از پايه‌های اصلی ايدئولوژی خود را به رسميت نشناختن اسرائيل قرار داده است، با شرکت کردن متحد منطقه‌ای‌اش سوريه و همچنين همراهی عربستان سعودی در اين نشست، منزوی شده است. حضور عربستان سعودی از اين لحاظ اهميت داشت که برای اولين‌بار در فرآيند صلح‌سازی خاورميانه، نماينده کشور عربستان سعودی پشت همان ميزی نشست که نماينده‌ی کشور يهودی پشت آن نشسته بود.

بسيجی‌ها در تهران که به تازگی علاوه بر داد و بيداد به راه انداختن روبه‌روی سفارت‌خانه‌ی کشورهای غربی، مقابل سفارت‌خانه‌ی کشورهای عربی نيز سر و صدا راه می‌اندازند، به مقابل سفارت اردن رفتند و شعار “سوريه، شرم بر تو” را سر دادند. حالا اينکه چرا در مقابل سفارت اردن رفته‌اند تجمع کرده‌اند، در حالی‌که نمايندگان دوجين کشور عربی در نشست آناپوليس شرکت دارند نيز حکايت خود را دارد. تجمع‌کنندگان آنقدر عصبانی بودند که برخلاف تجمع مقابل سفارت‌خانه عربستان سعودی که با قرار دادن تاج گل خواستند مثلا ادب خود را نشان دهند (در اعتراض به برخورد پليس مذهبی عربستان با برخی از مناسک ايرانيان در مراسم حج) اين‌بار دست پر آمده بودند و با پرتاب سنگ به طرف سفارت‌خانه‌ی اردن، شيشه‌‌ی يکی از پنجره‌های آن را شکستند.

نشست آناپوليس، به رسميت شناختن غير رسمی اسرائيل هم بود. معاهده‌ی صلح 1979 ميان فلسطينيان و اسرائيلی‌ها بزرگ‌ترين شکاف ميان کشورهای عربی و اسرائيل را در پی داشت، و از اين‌جهت آناپوليس يک وضعيت قوی و محکمی ايجاد کرد که کشورهای عربی و اسرائيل مسائل خود را در يک نشست، رو در رو مطرح کنند. سوريه نيز که با شرکت در اين نشست چندان موافق نبود، وقتی درخواست کرد که بلندی‌های جولان در موارد مورد بحث قرار گيرد، به اين نشست آمد.

آيا اگر اجلاس آناپوليس هيچ نتيجه‌ی ديگری جز همين مطلب نداشت، نتيجه‌ی کمی است. در ديپلماسی وقتی شما با دشمن خود، پشت يک ميز در يک مکان عمومی می‌نشينيد، به اين معناست که آن را به رسميت شناخته‌ايد. اين مطلب (نشستن پشت يک ميز و صحبت در مورد مشکلات فی مابين) با هر نوع ارتباط ديگر مانند ديدار خصوصی، ارتباط تلفنی و يا از آن نوع ارتباط‌هايی که در خلال يک مراسم روی می‌دهد، بسيار متمايز است.

اولين نشست صلح با مشارکت وسيع کشورهای عربی، اولين گام بزرگ در عبور از مرزی بود که در شصت سال، در ارتباط با به رسميت شناختن کشور اسرائيل وجود داشت. در سال 1987 انور سادات، رئيس‌جمهور مصر اولين مرز شکنی را با سفر به اسرائيل و بوسيدن گونه‌ی گلدا ماير، نخست‌وزير اسرائيل در منظر عمومی انجام داد. انور سادات هزينه‌ی اين مرز شکنی‌اش را با زندگی‌اش پرداخت کرد. مصر، صحرای سينا را طی معاهده‌ی صلح بازيافت، اما الگوی سادات هيچ مقلدی پيدا نکرد، چرا که هيچ‌کس ديگری نمی‌خواست خطر کشته شدن و ترور را به جان بخرد. در عوض موافقت‌نامه‌ی صلح غير رسمی با اردن، لبنان و سوريه بسته شد. مرز طولانی اسرائيل و اردن از سال 1974 شاهد هيچ جنگی نبوده است.

آناپوليس چشم انتظار موارد بحث در موضوعات بسياری بود. اما در روزها و هفته‌های پيش رو، اسرائيلی‌ها و فلسطينی‌ها بايد در مورد سه موضوع که بيشتر مهم هستند، بحث کنند. عمده موضوعات مشکل، سه چيز است، مرزها، مساله‌ی مهاجرين فلسطينی که در سرتاسر خاورميانه پراکنده هستند و بايد در مورد وضعيت آنها تصميم‌گيری شود، و ديگر اينکه وضعيت اورشليم (بيت‌المقدس) مشخص شود. هر يک از طرفين، پايتختی آن را ادعا دارد.

اما بجز اين موضوعات، مسائل ديگری هم وجود دارد، مسائل مربوط به امنيت، دسترسی و رفت و آمد فلسطينی‌هايی که بين محل کارشان و محل زندگی‌شان، ايست‌های بازرسی و موانع جاده‌ای قرار دارد، رهايی زندانيان فلسطينی از زندان‌های اسرائيلی و الزام فلسطينی‌ها به خواباندن و ساکت کردن گروه‌های نظامی.

حالا نزديک به شصت سال است از عمر نزاع در خاورميانه می‌گذرد و هزاران اسرائيلی و فلسطينی عمرشان را در آن از دست داده‌اند. برآوردی که می‌شود، حاکی از اينست که حدود 4.4 ميليون فلسطينی در اردوگاه‌هايی در سرتاسر خاورميانه سکنی گزيده‌اند، که خود اين موضوع، موجبات بی‌ثباتی و عدم آرامش را فراهم آورده است. به هر حال تلاش‌هايی که در گذشته برای ايجاد و برقراری صلح صورت گرفته است، کاملا موفقيت‌آميز نبوده است، پيش بردن گام‌هايی برای حل آن، به زندگی ميليون‌ها اسرائيلی و فلسطينی بهبود می‌بخشد و می‌تواند که نزاع‌های ديگری را نيز از ريشه درآورد.