فهم

آيـا آمـريکا بـر حـق، از احـمدی‌نـژاد تـصويـر شـيطانی ارائـه مـی‌دهـد

ارسال‌شده در بحران هسته ای ايران, رهبران رژيم, صلح خاورميانه توسط fahm در سپتامبر 29, 2007

آيـا آمـريکا بـر حـق، از احـمدی‌نـژاد تـصويـر شـيطانی ارائـه مـی‌دهـد

�ضور ا�مدی نژاد در دانشگاه اميرکبير نيز مخالفان بسياری داشت

اين عنوان (آيا آمريکا بر حق، تصويری شيطانی از احمدی‌نژاد ارائه می‌دهد) پس از عبارت “سوال برجسته”، عنوان مقاله‌ی اينديپندنت است. اين هفته، بسياری از سايت‌ها و وبلاگ‌ها، چه در داخل و چه در خارج از ايران، در مورد سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبيا مطلب نوشتند. گويی هيچ‌کس به سخنان او در سازمان ملل متحد چندان رغبتی نداشت. توجه به سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبيا شايد از چند منظر برای همگان مورد توجه بود، اول اينکه احمدی‌نژاد در دانشگاه، اندکی سين‌جيم شد و برخی سوتی‌های ناجور داد (که شايد از سوالات غير مترقبه و فضای سنگين آنجا ناشی می‌شد). دومين دليل آن را می‌توان به آن تبليغاتی نسبت داد که له و عليه سخنرانی کردن او در آن دانشگاه، در چند روز پيش از سخنرانی در دانشگاه کلمبيا در سطح رسانه‌ها به راه افتاد. سومين دليل هم اين بود که شکوائيه‌ای از زبان رئيس دانشگاه، به نيابت از همه‌ی آنها که از رفتار رژيم رنج می‌برند قرائت شد.

اينديپندنت، مقاله را با طرح اين پرسش آغاز می‌کند، چرا چنين سوالی (آيا آمريکا بر حق، تصويری شيطانی از احمدی‌نژاد ارائه می‌دهد) را “حالا” ما می‌پرسيم، و پاسخ می‌دهد که به اين دليل که هيجان زيادی نسبت به سخنرانی او در نيويورک وجود داشت. بعد به طعنه می‌گويد، روزنامه‌ها و نشريه‌ها با چنين جملاتی از او استقبال کردند، “شيطان بر روی زمين فرود آمد”، “رئيس‌جمهوری ديوانه‌ی ايران”. در حالی‌که هدف اصلی از سفر به نيويورک، حضور يافتن و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل بود، رسانه‌ها درست پس از سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبيا، او و ادعاهای‌اش را زير سوال بردند.

حالا چرا اين انکار کردنِ صداقت او به وجود آمد؛ بسياری، به ماجرای سوال و جواب در دانشگاه نسبت می‌دهند. احمدی‌نژاد به بهانه‌ی نبود وقت، جلسه را نيمه‌کاره رها کرد و با وجودی‌که سوالات بسياری قرار بود مطرح شود، او – در واقع – از آن جلسه گريخت. احمدی‌نژاد بيشتر وقت را به حرف‌های الکی و نامربوط خود پرداخت، با وجودی‌که جلسه برای پرسش و پاسخ تشکيل يافته بود. اگر تذکر رئيس جلسه برای زمان پاسخ‌دادن وی به همان سوالات مطرح شده نبود، چه بسا او همين‌طور کلی‌گويی‌هايی که در هر جايی دارد را – خيلی بيشتر – داشت. (احمدی‌نژاد اينقدر در آنجا هول شده بود که سوتی‌های او باعث خنده‌ی حضار می‌شد. در جايی رئيس جلسه به او تذکر داد که وقت پاسخ‌گويی‌اش تمام شده است، او در حالی‌که مضطرب بود به او گفت، “يک مينيت” minute : يک دقيقه، به جای اينکه بگويد وان مينيت.)

در سفر به نيويورک نيز، سوال‌کنندگان با شکل‌های مختلف، ادعاهای او در مورد اسرائيل و همچنين انکار هولوکاست را مورد توجه قرار دادند. احمدی‌نژاد نيز که مدتهاست ديگر نه هولوکاست را انکار کرده است و نه چيزی در مورد اسرائيل به صورت تهديدآميز گفته است، مدام حرف‌های نامربوط خود را در پاسخ به سوالاتی در اين زمينه بيان می‌کرد. او در مورد محو اسرائيل، چيز جديدی به آن حرف‌های قبلی‌اش (چرا بايد مردم فلسطين هزينه‌ی …) اضافه کرد، شوروی چطور محو شد؟ با جنگ محو شد؟ و بعد از اين سوالات بدون اينکه اسمی از اسرائيل ببرد، اينطور تلقين کرد که من هم منظورم اينچنين محو شدنی است. در مورد انکار هولوکاست نيز همان حرف‌های قبلی‌اش را تکرار کرد. (من اين سوال را مطرح کردم، سوال که اشکالی ندارد، می‌شود تحقيقاتی …) در صورتی‌که کسی که می‌گويد، هولوکاست افسانه است، به چه دليل بايد اجازه داشته باشد از آن تحقيق کند. می‌شود کسی يک موضوعی را حتی تاريخی نداند، بعد بخواهد از آن سوال کند، آن هم مساله‌ای که بشريت را تکان داده است.

اما بر حسبِ آنچه که در بسياری از رسانه‌ها و همچنين تعداد زيادی از وبلاگ‌های داخلی آمده است، آن چيزی که موقعيت احمدی‌نژاد در سخنرانی‌اش را به شدت تنزل داد، حرف‌هايی بود که در مورد وجود همجنس‌گراها در ايران بر زبان راند. گويا از حقوق اين افراد در ايران، از او سوال می‌شود، بعد او می‌گويد، “در ايران، ما مانند کشور شما همجنس‌باز نداريم” که حضار کف می‌زنند و هورا می‌کشند. بعد احمدی‌نژاد گويا همانجا می‌فهمد که اين حرفش يعنی اعتراف رسمی به وجود همجنس‌بازان در ايران، بلافاصله می‌گويد، “ما در ايران همجنس‌باز نداريم” که همان حضار، او را هو می‌کنند. (البته در تلويزيون مانند بسياری از بخش‌های اين جلسه، اين سوال و جواب را هم سانسور کردند.)

اما اين حرف سبب نمی‌شود که بگوييم عمده‌ی دليلی که آمريکايی‌ها به حق، احمدی‌نژاد را شيطانی می‌دانند، اين موضع در مورد همجنس‌گراها و يا موضع مبهمش در مورد حقوق زنان و يا اعدام‌های مفرط است. احمدی‌نژاد يک مترسک سر جاليز است. يعنی اينکه با وجودی‌که رياست‌جمهوری ايران را يدک می‌کشد، اما قدرت واقعی در ايران، در دست علی خامنه‌ای است و احمدی‌نژاد هم عروسکی در دستان اوست. بنابراين سياست‌های کلی نظام را خامنه‌ای تعيين می‌کند و به همگان، حتی رئيس قوه‌ی مجريه ابلاغ می‌کند. کارهايی که در سيستم قانونگذاری، اجرائی و قضائی و حتی در بخش‌های ديگری که زير نظر اين سه قوه نيز نيستند، صورت می‌گيرد بيشتر در جهت همان خطوط اصلی ابلاغ شده است. کافی است شما به مشروح جلسات کميسيون‌های مجلس و يا مباحثات صحن علنی مجلس نگاهی بياندازيد، تا دريابيد که چطور از سياست‌های ابلاغ شده‌ی “مقام معظم رهبری”! به مانند آيه و حکم، سخن می‌گويند.

مسئله‌ی ديگر اينست که احمدی‌نژاد، جاه‌طلبی‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی که امروزه کمتر کسی در جهان غرب نسبت به آن اطمينان دارد که در مقاصد صرفا صلح‌آميز بخواهد مصرف شود را، به مساله‌ای ملی و ميهنی تبديل کرده است. غرب ناشايستی اين رخداد را از چشم احمدی‌نژاد می‌بيند.

حرف‌هايی که احمدی‌نژاد در مورد مساله‌ی هسته‌ای زد نيز اگرچه در ظاهر چيزی متقاعد کننده برای عده‌ای که ساده می‌انديشند بود، اما به واقع، اطمينان‌بخش نبود. وقتی خبرنگار سی‌بی‌اس در مصاحبه‌ای که با احمدی‌نژاد داشت، به او گفت، به صورت صريح بگوييد که آيا ايران می‌خواهد بمب اتمی داشته باشد يا خير، فقط با بله يا خير جواب دهيد. احمدی‌نژاد از گفتن “خـير” خودداری کرد و شروع کرد به رفتن بالای منبر که با انسانها اينچنين باشيد و …

اکنون اکثر کارشناسان در غرب به اين اعتقاد، يقين پيدا کرده‌اند که ايران تا رسيدن به جايی که بتواند بمب اتمی بسازد، به غنی‌سازی اورانيوم می‌خواهد که ادامه دهد. آنچه که در اينجا مساله است، زمان است که ايران قصد دارد، با بازرسی‌های بازرسان و بهتر بگوييم، سر و کار داشتن با بازرسان (سرکار گذاشتن بازرسان) فاصله‌ی زمانی مورد نياز خود را پر کند.

و وقتی خبرنگار سی‌بی‌اس سوال هوشمندانه‌ای از احمدی‌نژاد در مورد توافق اخير ايران و آژانس بين‌المللی انرژی اتمی پرسيد، با بی‌ادبی احمدی‌نژاد مواجه شد. خبرنگار به او گفت، توافق اخير آژانس و ايران در مورد حل مسائل باقيمانده و شفاف‌سازی در مورد برنامه‌های هسته‌ای، نشان می‌دهد که مسائلی باقی مانده بود. احمدی‌نژاد گفت، مثل اينکه شما بی‌خبر هستيد.

در جای‌جای مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها، احمدی‌نژاد از کنايه‌های توهين‌آميز فراوان استفاده می‌کند. وقتی رسانه‌ها در مورد چيزی از او سوال می‌کنند، به همان راحتی که هولوکاست را انکار کرد، سوال آن خبرنگار و اصالت آن را رد می‌کند. مثلا اگر از نگرانی مردم آمريکا نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ايران از او سوال شود، او می‌گويد، مگر شما نماينده‌ی مردم آمريکا هستيد. اگر از او سوال شود که اگر تهديدات نظامی عليه ايران به وقوع بپيوندد، شما فلان کار را می‌کنيد. می‌گويد، چه کسی گفته است حمله. بعد به او می‌گويند، آمريکا، او می‌گويد نخير، نگفته است!

اما ممکن است که اين سوال برای شما مطرح شود که چرا هسته‌ای شدن ايران، به هر صورت، نبايستی اتفاق افتد؟ غربی‌ها به اين سوال – بدون در نظر گرفتن تبعات سنگينی که می‌تواند برای ملت ايران داشته باشد، از اين لحاظ که رژيم ايران تثبيت می‌شود، يا لااقل به آن کمک می‌کند – پاسخ می‌دهند، دليل عمده در مخالفت با دستيابی ايرانِ مسلمان شيعی به بمب هسته‌ای، اينست که اين اتفاق، به دگرگونی‌های اساسی در خاورميانه می‌انجامد. (در منطقه‌ای که اسرائيل، تنها قدرت هسته‌ای است، با وجودی‌که آشکارا هم آن را اعلام نکرده است.) فراتر از آن، اينست که يک مسابقه در اين منطقه، برای دستيابی به تسليحات هسته‌ای به‌راه می‌افتد. تهديدات او در مورد اسرائيل که بارها مطرح کرده است (به حسب تاکتيک سياسی، فعلا چيزی در مورد آن در آشکارا و رسمی نمی‌گويد)، به نگرانی‌های بين‌المللی عمق بخشيده است. او پيوسته خود را وامدار امام پنهان (امام زمان) می‌داند و در سخنرانی‌های خود، از جمله در ابتدای سخنانش در دانشگاه کلمبيا اين را يادآوری کرد.

از نظر غربی‌ها اعتقاد به يک فرقه و مسلک، چندان جای نگرانی ندارد، اما اگر يک کشوری در صدد يافتن تسليحات هسته‌ای باشد، بعد رهبران آن کشور خود را پيرو مسلکی بدانند که مطابق آن برای به آخر کشاندن جهان نقشه می‌کشند، اين خطرناک است. هر چند که ايرانی‌ها می‌دانند که چنانچه بمبی روی اسرائيل بيافتد، تهران با خاک يکسان می‌شوند. (ژاک شيراک، رئيس‌جمهور سابق فرانسه)

با همه‌ی اين تفاسير، آيا آمريکا به ايران حمله می‌کند؟ پاسخ آن آری است، به اين دلايل: قطعنامه‌های شورای امنيت نمی‌تواند ايران را به توقف غنی‌سازی اورانيوم مجبور سازد. پرزيدنت بوش تعهد داده است که مقامش را تا وقتی که مساله‌ی ايران را حل نکرده، ترک نگويد. نيروی هوائی ايالات متحده قادر است که هدف‌های شناسائی شده در ايران را از بين ببرد، با وجودی‌که نيروهای نظامی آمريکا در افغانستان و عراق درگير هستند.

اگر به اين سوال بخواهيم پاسخ منفی بدهيم هم، دلايلی می‌توان برای آن تراشيد: آمريکا نمی‌خواهد با دست زدن به چنين ابتکار عملی، در باتلاق افغانستان و عراق بيش از پيش فرو رود. قطعنامه‌هايی که عليه ايران در شورای امنيت تصويب می‌شود و فشارهای اقتصادی را بر روی تهران ايجاد می‌کند، برای اثربخشيدن نياز به زمان دارند و راه‌حل ديپلماتيک می‌تواند وجود داشته باشد، اگر در شورای امنيت اتحاد باشد. ايران می‌تواند با اقداماتِ تلافی‌جويانه‌ی خود به منافع آمريکا در سراسر خاورميانه آسيب بزند.