فهم

مـوفـقـيت احمـدی‌نـژاد در سـفر بـه نـيويـورک؟!

ارسال‌شده در رهبران رژيم توسط fahm در سپتامبر 27, 2007

مـوفـقـيت احمـدی‌نـژاد در سـفر بـه نـيويـورک؟!

�رکتی که ا�مدی نژاد يک در ميان آن را در پاسخ به سوالات انجام می دهد

احمدی‌نژاد هنوز از عجز و لابه برای مناظره با بوش دست بر نداشته است. انگار کلکسيون نمايشات مضحک او در رسانه‌ها، يک قلم کم دارد و آن اينست که با رهبر ابر قدرت دنيا سخن بگويد. يک زمان اگر کسی از رهبران رژيم می‌گفت که در مورد منافع ملی ايران با آمريکا مذاکره کنيم، رهبر و اعوان و انصارش به ميدان می‌آمدند که کدام انسان ساده‌لوحی می‌خواهد با شيطان بزرگ مذاکره کند و او را متهم به خيانت به مردم و انقلاب و … می‌کردند، حالا رئيس‌جمهورشان در هر فرصتی می‌گويد، از آقای بوش می‌خواهم بيايد صحبت کنيم، مسائل جهان را حل کنيم.

يک عده‌ای در ايران، احمدی‌نژاد را زيرک می‌دانند که اينچنين موضع‌گيری‌هايی دارد، در مقابل رئيس‌جمهور آمريکا را برای مواضع‌اش متهم به نادانی می‌کنند. اگر ملاک آنها برای اينکه احمدی‌نژاد را زرنگ می‌دانند، طفره رفتن از پاسخ دادن به سوالات خبرنگاران و مبهم‌گويی‌های‌اش است، بايد بدانيد که دنيا اينچنين نمی‌انديشد. من ارجاع می‌دهم به سخنان رئيس دانشگاه کلمبيا و همچنين مصاحبه‌ی اخير شبکه‌ی سی‌بی‌اس آمريکا.

در مقابل ترفند ساده‌ی احمدی‌نژاد برای پاسخ ندادن به سوالات و طفره رفتن از آن، کاری که رئيس دانشگاه کلمبيا و تا اندازه‌ای مصاحبه‌گر شبکه‌ی سی‌بی‌اس انجام دادند، بسيار خردمندانه بود. در مقابل يک فرد گستاخ، رعايت ادب و احترام، يعنی تن دادن به مسيری که او می‌خواهد. احمدی‌نژاد به شعور و فهم شنوندگان توهين می‌کند. او تمايل شديدی دارد که با يک خبرنگار که زبان فارسی نمی‌داند مصاحبه کند، چون تا ترجمه‌ی آن جملات او به آن مصاحبه کننده برسد، او يک سری خزعبلات ديگر جفت و جور می‌کند.

موردی که خبرنگار شبکه‌ی سی‌بی‌اس بکار گرفت و بايستی هر آن‌کسی که می‌خواهد با فردی مانند احمدی‌نژاد مصاحبه کند مورد لحاظ قرار دهد، فاصله گرفتن از عرف معمول است. خبرنگار سی‌بی‌اس در جايی گفت، مردم آمريکا با خود می‌گويند، هنگامی‌که هواپيمای احمدی‌نژاد از فراز نيويورک می‌گذرد، او به محل برج‌های تجارت جهانی نگاه می‌کند و در دلش می‌گويد، آخيش! حق‌شان است. اين ترفند خوبی است برای امثال احمدی‌نژاد: حالا که او هر دری وری‌ای که دوست دارد می‌گويد و از پاسخ به سوالات خودداری می‌کند، پس بايستی خبرنگار که ميدان را بدست دارد و مصاحبه، برنامه‌ی اوست، مسائلی را مطرح کند که به روشن شدن حقيقت کمک می‌کند و باعث می‌شود آنچه که به دليل رفتن پشت کلی‌گويی‌ها و حرف‌های نامربوط پنهان می‌شود، رو کند. (يا حداقل مخاطبان، طرف را ببينند که چه پاسخی دارد.)

موردی که بسياری آن را دست‌کم گرفته‌اند، اثرات پاسخ ندادن‌های روشن احمدی‌نژاد به سوالات است. نيشخندهای او، پوزخندهای‌اش و همچنين طفره رفتن از پاسخ به سوالات، حرکات متوالی اجزا صورتش (ميميک)، بهره‌گرفتن از کلماتی مانند دين، خدا، پيامبران و همچنين کلمات عاطفی مانند محبت، عشق، انسانيت و … همه به اينکه شخصيت او برای مخاطبان روشن شود کمک می‌کند.

من به رئيس دانشگاه کلمبيا برای ايراد آن سخنان در حضور احمدی‌نژاد تبريک می‌گويم و مانند بسياری از کسانی‌که در دنيا او (لی بولينگر) را ايستاده و ثابت‌قدم برای دفاع از آزادی و دموکراسی ناميدند، اين اقدام او را در کمرنگ کردن دعوتی که از يک ديکتاتور ظالم و حقير به دانشگاه معتبر و معظم کلمبيا داشته است، بسيار موثر می‌دانم. اين تلخ‌کامی و ذلتی که خدا برای او (احمدی نژاد) خواست را به همه‌ی آزادی‌خواهان، آنهايی که از ظلم رژيم در رنج هستند تبريک می‌گويم.

اگر به راه بودن اين آش و کاسه را در مورد احمدی‌نژاد و مقامات جمهوری اسلامی همواره داشته باشيم، آنگاه آنها ديگر مجبور خواهند شد که در کشورهايی نظير بوليوی، ونزوئلا، نيکاراگوئه، سوريه، لبنان، چين، اندونزی، مالزی و برخی کشورهای ديگر حرف‌های نامربوط خود را به زبان بياورند.

در مورد سخنرانی‌های احمدی‌نژاد و مصاحبه‌هايی که داشته است، برای من يک نکته خيلی حائز اهميت بود، اينکه ديگر کسی به حرف‌های احمدی‌نژاد توجه ندارد، بلکه بيشتر به حاشيه‌ها می‌پردازند. ديگر کسی منتظر اين نيست که احمدی‌نژاد در موارد مورد بحث چه می‌گويد، بلکه همگان می‌خواهند او را در تنگنا قرار دهند.

در همان دانشگاه کلمبيا، دانشجويانی که آنجا بودند، سوالاتی از احمدی‌نژاد پرسيدند که رژيم حاضر به ترجمه‌ی آن برای مردم ايران نشد، آيا اين کافی نيست که بگوييم آنها حاضر نيستند اين به اصطلاح “منطق” و “استدلالی” که شکوفا شدن‌اش را تيتر روزنامه‌ی خود کرده‌اند را به مردم ايران معرفی کنند که وقتی چند نفر را جلوی دوربين می‌آورند، تا از گل کردن منطق رئيس‌جمهورشان در نيويورک سخن بگويند، حرف‌های تکراری قبلی را نزنند. هيچ‌کسی در داخل، حتی آن طرفداران دو آتشه رژيم، چيزی از حرف‌های احمدی‌نژاد را جدی نمی‌گيرد، آنها با خنده و تمسخر از اينکه او چنين سخنانی را در سازمان ملل و مجامع ديگر مطرح می‌کند حرف می‌زنند. آری! گستاخی و بی در و پيکری حرف‌های او تنها چيزی است که آنها از آن ياد می‌کنند.

آيا اين بدبختی برای احمدی‌نژاد و جمهوری اسلامی به حساب نمی‌آيد که حتی رهبران کشورهای آفريقايی از سخنان کلی و مبهم او در سازمان ملل، خنده‌شان گرفت. آيا اينکه کسی از حرف‌های او چيزی نمی‌گويد و به آنچه در مقابل آن وجود دارد می‌پردازد، برای عدم مقبوليت او کافی نيست.

آيا اينکه رئيس‌جمهور رژيم، به يک “عنتر رسانه‌ای” تبديل شود، برای عزت جمهوری اسلامی بس نيست؟!

احمدی‌نژاد:

نوشتم نامه‌ای بهر تو ای بوش

نکردی اعتنائی در خور اش بوش

سخنگوی وزارت‌خارجه يا کاخ سفيدات

بدانند پاسخی کوته که بس غوش

نبستم طرفه‌ای از آن قزن‌قورتک پولتيک

که دست‌کم گرفتم هوش‌ات ای بوش

نکردم درس، آن را عبرتی من

بدين‌سان بارديگر بر گرفتم از دهان بوش

بدادم طرح گفتمان زنده با تو

که شايد قلقلک آرد دلت، از سرت هوش