فهم

سهم ايرانيان از انرژی هسته‌‌ای: سرنوشت آوردن درآمد نفت بر سفره

ارسال‌شده در رهبران رژيم, فشار بر مردم, مردم ايران, مسائل داخلی ايران توسط fahm در سپتامبر 13, 2007

استقرار يگان های نيروی انتظامی در جايگاه های بنزين

سهم ايرانيان از انرژی هسته‌‌ای: سرنوشت آوردن درآمد نفت بر سفره

چند شب پيش ديديم که سريال طنز شبکه‌ی سوم، چطور برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی را مجسم کرد. اين برنامه، چيزهای ديگری نيز نشان داد. اينکه چه تصورات موهومی در مورد برنامه‌های هسته‌ای رژيم، نزد سازندگان مجموعه‌های سريالی وجود دارد. غير از اين قسمت از سريال چهارخونه، مهران مديری در شب‌های برره نيز نخود غنی‌شده می‌خواست توليد کند. آنچه اين به اصطلاح هنرمندان تصوير کردند، جدا از اينکه ارزش بحث از لحاظ هنری را ندارد، نشان‌دهنده‌ی اينست که آنها نه تنها اطلاعات بيشتری نسبت به مردم ندارند که به آنها ارائه دهند، بلکه در ارائه‌ی تصويری قابل قبول برای رژيم از فعاليت‌های هسته‌ای آن نيز عاجزند.

اينکه هنوز چند دقيقه از اين قسمت‌های تلويزيونی نگذشته، فوری تمامی سخنان و مواضع رهبران جمهوری اسلامی در جملات بازيگران و حرکات و سکنات آنها مشاهده می‌شود و آنچنان توی ذوق می‌زند که همگان از “آفت زدگی” سياسی اين سريال‌ها سخن می‌گويند، نشانه‌ی عدم موفقيت آنهاست. اگر چيزی از سريال‌سازی نزد آنها وجود می‌داشت، لااقل سعی می‌کردند از پيام‌های غير مستقيم استفاده کنند، تا ساخته‌های‌شان، با بيانيه‌های سياسی شورای امنيت جمهوری اسلامی و سخنان لاريجانی يکجور نشود.

در سريال چهارخونه، ما می‌بينيم که عده‌ای در پی فرمولی هستند که جوجه را به مرغ شش کيلويی تبديل می‌کند؛ اين فرمول می‌تواند توجيه اينکه برای عموم سود دارد را داشته باشد. (هرچند بر خلاف آنچه که جمهوری اسلامی از تاثيرات پيشرفت هسته‌ای و پرتو دهی گاما بر روی محصولات کشاورزی با افتخار سخن می‌گويد، اين محصولات در خود کشورهای اروپايی خريداران چندان راغبی ندارد.) اما در مورد برنامه‌های هسته‌ای چه توجيهی برای سودمندی برای مردم وجود دارد؟ اين عجيب نيست که دست‌اندکاران مجموعه‌های تلويزيونی تا اين اندازه “پاچه‌خوار” هستند که دم‌دستی‌ترين شغل‌ها را به برنامه‌های مخفی و مورد سوء‌ظن هسته‌ای جمهوری اسلامی مربوط کنند و آن را مساله‌ای که تا اين اندازه، حق و مشروع است جلوه دهند؛ اما آيا اين نمايش‌ها می‌تواند باور مردم را نيز تغيير دهد.

احمدی‌نژاد، کسی که اکنون دولت را در اختيار دارد، در برنامه‌های انتخاباتی خود، از آوردن درآمد نفت بر سر سفره‌های مردم سخن گفت، در صورتی‌که اکنون مردم، نظری مساعد در مورد اجرای اين وعده‌ی او ندارند و معتقدند که او بيشتر از آنکه به فکر مردم باشد، به فکر گرفتن از مردم است. سهميه‌بندی بنزين يک مورد کاملا مشخص است که ثابت می‌کند که سياست دولت در راستای اين شعار (آوردن درآمد نفت بر سر سفره‌ها) نبوده، بلکه تبعيض‌ها را به مراتب دامن زده است.

آيا گرانی و تورم کنونی، بيشتر به آنهايی که درآمد بالا دارند فشار می‌آورد و يا آنها که درآمد متوسط و پايين دارند؟ اين عدالتی که او می‌گويد، ظلم علی السويه، و بهره‌برداری مال‌داران طبق رسم قبل است. هرچند او می‌تواند هرچه می‌خواهد دروغ بگويد و با پوزخندهای خود، مطالبات مردم را انکار کند، اما واقعيات جامعه خود را به او تحميل کرده‌اند و از همين‌رو است که هيچ فرد عاقلی، حتی آنهايی که او روی‌شان حساب کرده بود، حاضر نيستند خودشان را قربانی بی‌کفايتی او کنند. او می‌گويد که همه‌ی نظرات مخالفان را می‌شنود، اما در واقع يک گوش او در است و گوش ديگرش دروازه.

ايران دارای ذخائر عظيم نفت و گاز است، اين يک واقعيتی است که متاسفانه به دليل تکرار آن از زبان مسوولان جمهوری اسلامی، در سطح يک حرف و شعار نزد ملت، تعبير می‌شود؛ مثل اينکه مردم ايران نجيب هستند، جمعيت جوان ايران زياد است، ايران دارای استعدادهای زيادی است، ايران در موقعيت ژئو پليتيک قرار دارد.

اما اين واقعيت مهمی است که نبايد از نظر دور بداريم. احمدی‌نژاد به جوانان بسيجی انجمن اسلامی دانشجويان می‌گويد، “نبايد دانشجويان بهراسند از اينکه عدالت را فرياد بزنند، به اين دليل که گفته شود، ضد احمدی‌نژاد و تضعيف اوست، دانشجو بايد خود را مالک کشور بداند”. اين سخنان از زبان کسی در می‌آيد که نفت ملت ايران را جيره‌بندی کرده است و عايدی آن را به سپاه و بسيج می‌دهد که به خود برسند، تجهيزات بخرند تا شرارت به پا کنند، از مردم و جوانان سلب آسايش کنند و فعاليت‌های ضد مردمی برای بقای حکومت‌شان داشته باشند.

حال عده‌ای از به اصطلاح بازيگران و دست‌اندرکاران ساخت فيلم و سريال و همچنين موزيسين‌ها در توجيه‌گری فعاليت‌های نگران‌کننده‌ی هسته‌ای دست به کار می‌شوند، تا اين قبيل فعاليت‌ها را طوری جلوه‌گر سازند که با در اختيار گرفتن آن توسط جمهوری اسلامی، نه تنها تهديدات رفع می‌شود و ايرانيان مفتخر می‌شوند، بلکه مشکلات مادی و نيازهای روزمره آنها نيز به مقدار زيادی تحت‌تاثير قرار می‌گيرد به رفع آنها کمک می‌شود.

اگر می‌بينيد که قيمت برق، دو برابر شده است، اگر قطعی برق و نوسان برق را مشاهده می‌کنيد، يکی از دلايل‌اش اينست که به آنهايی که بين مردم با اين عقيده مخالف هستند، نشان دهند و توی کلّه‌شان فرو کنند که ببينيد چقدر انرژی هسته‌ای لازم است. مردم عادی هم فکر می‌کنند که نيروگاه بوشهر که راه افتاد، برق‌شان مفت می‌شود. در صورتی‌که اين ادعای جمهوری اسلامی، يعنی ارزان کردن برق، مانند آوردن درآمد نفت بر سر سفره‌های مردم، از همين حالا معلوم است که تو زرد در می‌آید.

بی‌جهت نيست که حر ف و حديث، جوک و متلک در مورد “انرژی هسته‌ای”يی که اينقدر سنگش را به سينه می‌زنند، بازار داغی پيدا کرده است. چرا ايران که دومين صادر کننده‌ی نفت خاورميانه است، مردم‌اش بايستی سر بنزينی که برای مسافرکشی نياز دارند، گدايی اين و آن را کنند، چون فرمانده کل قوا می‌خواهد دنيا را تحت‌تاثير انقلاب اسلامی قرار دهد، آن هم با ارسال اسلحه برای شورشيان عراقی، تروريست‌های حزب‌اله لبنان، جهاد اسلامی و حماس در فلسطين، هزينه کردن بسيار برای خريد تجهيزات و مهمات برای سپاه و صرف هزينه‌های گزاف برای نگه داشتن و گرفتن نيروها، کمک‌های مالی به گروه‌های نزديک به جريان حکومت ايران در سراسر جهان، و يا اقدامات مثلا انسانی، مانند ساختن بيمارستان در جنوب لبنان، کمک به بوسنی و هرزگوين، ساختن کارخانه در ونزوئلا و سوريه، معالجه‌ی رايگان مجروحان فلسطينی در بيمارستان‌های ايران. (جمهوری اسلامی اين اقدامات را در حالی صورت می‌دهد که بسياری از ايرانيان، نيازمند به رسيدگی به وضعيت‌شان هستند.)

برخی از مردم ايران، خام نيروگاه اتمی بوشهر شده‌اند، به اين خيال که انرژی برق حاصل از آن، بر زندگی آنها تاثير بسيار زيادی خواهد گذاشت. آيا 1.000 مگا وات برق در مقايسه با بيش از 32.000 مگا وات برق مصرفی، رقمی است که باعث شود آنها (مسوولان) به فکر اين بيفتند که برق ارزان به مردم بدهند. در حالی‌که می‌بينيم هم‌اکنون وزارت نيرو در راستای اعمال ظلم به مردم ايران، قيمت‌های برق را به گونه‌ای محاسبه می‌کند که کاملا خلاف انصاف است: عده‌ی بسياری به ظلم، پول بيشتری می‌دهند، با توجيه اينکه عده‌ی قليلی برای کم مصرف کردنِ خارج از عرف، هزينه‌ی بسيار کمی می‌پردازند.

تازه نيروگاه اتمی بوشهر با صرف ميليون‌ها دلار اگر سال آينده راه بيافتد، با چندين سد از لحاظ دادن انرژی برق برابری می‌کند. اما بخش زيادی از سرمايه‌های ملت ايران صرف پروژه‌هايی می‌شود که جز هزينه‌های سياسی و مادی برای ملت ايران چيزی نداشته و نخواهد داشت. غنی‌سازی و فرآوری اورانيوم، راکتور آب سنگين و تامين قطعات سانتريفيوژ، هزينه‌های سنگينی بر روی دوش ملت ايران گذاشته است. در حالی‌که ملت ايران زير فشار قطعنامه‌های تحريمی شورای امنيت و مجامع و کشورهای مختلف دچار زحمت می‌شوند، احمدی‌نژاد و مسوولان، از تاب و طاقت رهبری برای استقامت در مسير هسته‌ای شدن ايران ستايش می‌کنند، از اين مضحک‌تر می‌شود؟

وقتی از ذخائر عظيم نفتی، 100 ليتر بنزين در ماه، برای مسافرکشی و رفت و آمدهای ضروری، سهم هر ماشين‌دار ايرانی می‌شود (آنهايی که ماشين ندارند، بايد سماق بمکند و کرايه‌های ده‌ها درصد افزايش يافته را بپردازند) چه انتظار از انرژی هسته‌ای، آن هم وقتی‌که تنها بخش اندکی از تاسيسات و برنامه‌های آن، می‌تواند مصارف صرفا صلح‌آميز داشته باشد، و بقيه وقتی که به آخر کار برسند، چيزهايی ايجاد می‌کند که به سبب‌شان، بلايی جان مردم را خواهد گرفت که حالا حالاها از آن خلاصی نتوانند يافت. ضرر آن چيست؟ اينست که رژيم ايران دارای خطرناک‌ترين تسليحات کشتار جمعی می‌شود و بدين‌ترتيب، يا ايرانيان بايد خطر يک جنگ که از خارج تحميل می‌شود را – در حالی‌که تاسيسات اتمی‌شان دارای تشعشعات اتمی هستند – بپذيرند، و يا دربست به نوکری اوامر رژيم بپردازند و بيش از گذشته، در هرز استعدادهای انسانی کوشا باشند.

______

اطلاعاتی در مورد انرژی هسته‌ای