
حـوادث 11 سـپـتـامـبـر و تـئـوری تـوطـئه
باز ديگر سالروز حوادث تروريستی 11 سپتامبر است، روزی که برجهای سازمان تجارت جهانی در شهر نيويورک مورد حمله قرار گرفت و متلاشی شد و نزديک به 3.000 نفر جان خود را از دست دادند. در مورد حوادث 11 سپتامبر، ديدگاههای مختلفی بيان میشود، اينکه اين رخداد بخاطر اين صورت گرفت که برای دهههای طولانی، سياست خارجی آمريکا مسير نادرستی را در پيش گرفته بود که رنجش بسياری از ملتها را سبب شده بود. معتقدان به اين ديدگاه بيان میدارند که حواثد 11 سپتامبر، واکنشی در پس زدن آن سياستِ بیعاطفهی ايالات متحده بوده است. آنهايی که نمیتوانند باور کنند که عملياتی چنين موفقيتآميز بدون عقبهای در دولت صورت گفته باشد. خود را با اين خيال، راحت کردهاند که اين افراد، عروسکهای خيمه شببازیای بودند که نخهایشان در دست دولت ايالات متحده بوده است.
اين در مورد ايرانیها خيلی طبيعی است که طرفدار “تئوری توطئه” باشند، چرا که شواهد و مدارک متقنی در مورد اتفاقاتی که در کشورشان افتاده، نشان از ريشه داشتن آن در دست حکومتهایشان و يا کشورهايی است که به آنها وابسته بودند. اين ريشه در توهم ندارد که ما در مورد سقوط دکتر مصدق، انگليس و آمريکا را تقصير کار بدانيم، اين توهم توطئه نيست که حکومت قاجاريه از امپراتوری بريتانيا دستور میگرفت و به دستور همانها حکومتشان برچيده و رضاخان بر سر کار آمد. اين خيال و توهم نيست که مجلس ايران، توسط قوای قراق به فرماندهی لياخوف روسی به توپ بسته شد. اين يک پندار و مسئلهای زائيدهی انگارها نيست که انقلابی که در آن بسياری از عقيدهها مشارکت داشتند، با بهرهگيری از عوامگرايی روجانيون از صحنه کنار گذاشته شدند.
اما آمريکايیهايی که در مورد حوادث 11 سپتامبر چنين گمانی دارند، يعنی اينکه فکر میکنند که اين حوادث واقعی نبوده و اسامه بن لادن و القاعدهای، برنامهريزی دقيق برای حمله به آمريکا نداشتند، و بلکه آنها عروسکهايی بودند که سر نخهایشان در دستان دولتمردان آمريکا بوده، چه دليلی برای پيروی از “تئوری توطئه” دارند.
در مورد مردم آمريکا، قضيه بسيار فرق دارد، آنها میترسند از اينکه واقعيت را قبول کنند. آنها از اينکه باور کنند جوادث 11 سپتامبر، ريشه در عقدههای روحی و جنونآميز دارد میهراسند. ترس آنها، ريشه در هراس ديگری دارد، آنها از اينکه با مداومتِ اين رويدادها، راحتیشان را در ايالات متحده از دست دهند (شغلشان، خانهشان، سلامتیشان، منابع انرژیشان) میهراسند. اما اگر منبع ترس را ببينيم، آنگاه از اين ترس، خلاص خواهيم شد. اين مهمترين چيزی است که به آنهايی که در آمريکا اصرار دارند به مردم بباورانند که توطئهای داخلی در کار بوده، میتوان گفت.
همينکه جمعيت زيادی از مردم يک کشور در هراس باشند، فرصت به کسانی میدهد که “با تهديد آنها به برهم زدن آرامش”، به سوء استفاده بپردازند. آيا رسانهها و افرادی که در آمريکا مدام اين را مطرح میکنند که دولت آمريکا پشت پردهی اين رويداد است، از مردم آمريکا پرسيدهاند، آيا نسبت به حملات مشابه 11 سپتامبر ترس دارند يا نه؟ حتما در نظرسنجیهايی که خود اين شبکهها و شبکههای مستقل کردهاند، دريافتهاند که ترس آنها از تروريسم، يک ترس واقعی است. آنها از اينکه مسلمانان افراطی، کشورشان را مورد حمله قرار دهند “واقعا” وحشت دارند. آيا اين رسانههايی که به باور داشتن “توطئه” بودن آن دامن میزنند، میتوانند به اين پرسش پاسخ دهند که آيا ترس مردم و حتی خود ايشان، از اينست که مثلا بوش و دار و دستهاش در تدارک چنين حملاتی باشند، و يا اينکه القاعده و افراطگرايان مسلمان با تجهيزات و مواد و مهمات به آنها ضربه بزنند.
اين روزها در تلويزيون جمهوری اسلامی برنامههايی پخش میشود که منشا تروريستی بودن حوادث 11 سپتامبر را زير سوال میبرد، اما شگفتی اينجاست که اين زير سوالبردنها از برنامههايی تهيه شده است که خود رسانههای آمريکايی تهيه کردهاند. حتی در مورد يکی از مجریهای راديويی، نقل قول او را که پيشگويی کرده بود برجهای تجارت جهانی آسيب میبينند را، دليلی بر اين دانستند که اين حوادث برنامهريزی شدهی دولت بوده است. اين فرد آمريکايی میگفت، کافی بود سرنخها را بهم وصل کنيد، تا دريابيد که اين اتفاق میافتد. اينکه او در ميان صدها جملهای که هر روز بدون مطالعه بر زبان میآورد، چنين حدسی زده را، و اينکه در آمريکا هزاران شبکهی راديويی وجود دارد که بسياریشان هم برنامههايی با سبک و سياق اينچنينی (هر حرفی بخواهند میزنند) دارند، در کنار هم بگذاريد، آنگاه در خواهيد يافت که اين پيشگويی او خيلی هم عجيب نيست. بخصوص وقتیکه القاعده، آمريکا را تهديد هم میکرد.
اما (بسياری) رسانههای آمريکايی اين ترس را به منشا اصلی خود، يعنی القاعده، افراطگرايی و بنيادگرايی اسلامی و رژيمهای شرور مربوط نکردند. در عوض، خواهان بررسی کميتهی مستقل در مورد حوادث 11 سپتامبر شدند. اين خط دادنها به افکار عمومی در کنار ترسی که وجود داشت، يک وضعيتی به وجود آورد که مردم را به جورج بوش و دولت او را بیاعتماد میکرد. چه اينکه اگر نتيجهی کار کميتهی مستقل، مثبت و نشانهی دست داشتن القاعده بود و نشان میداد که دولت هيچ سهلانگاری عمدیای نداشته است نيز، همان رسانهها يک اتهام ديگر هم به آن اضافه میکردند، يعنی تحتتاثير قراردادن کميتهی مستقل.
_________
سالگرد حوادث تروريستی 11 سپتامبر
مسالهی اصلی در مورد حوادث 11 سپتامبر؛ نيت پس پردهی آن
گزارش کميسيون تحقيق حوادث تروريستی 11 سپتامبر
مبارزه با تروريسم، چالش قرت معاصر
نئوکانها از همپاشيدهاند، اما سراسر ناحق نيستند
ستيز اسلام فاشيسم اسلامی با غربیها
دولت فعلی آمريکا، مثبتترين اقدامات را برای ملتها انجام داده است
ايران را دريابيد، چرا نشستهايد؟ ايران يک کشور تروريست است
ادعای گفتو گوی تمدنها از سوی ملا خاتمی؛ دروغی مزوّرانه
اعمال سازمان تروريستی القاعده، متعلق به اسلام نيست
بیان دیدگاه