اتـهام روزنـامهی ولـی فـقيه عـليه عـربـستان سـعـودی

اتـهام روزنـامهی ولـی فـقيه عـليه عـربـستان سـعـودی
آيا تا به حال اين سوال را از خود پرسيدهايد که چرا علی خامنهای، رهبر حکومت ايران که مريدانش او را “ولی امر مسلمين” میخوانند و خود او نيز مخالفتی با آن نکرده است، و هر زمان که خطبهی نمازجمعه را خود ايراد میکند، بخشی هم مختص به مسلمانان عربزبان در سراسر جهان دارد، سالهاست که به مکه و مدينه نرفته است. به نظر شما برای ولی امر مسلمين بد نيست که با وجودیکه عذری ندارد، سفر هر ساله به مشهد و بوسيدن ضريح امام رضا را داشته باشد، اما حتی به صورت عمره به حج نرود. بسياری بر اين عقيدهاند، وقتی که ايران هستهای شد و کشورهای منطقه مجبور شدند از ايران خط بگيرند، زيارت خانهی خدا که هيچ، خود او به جای امير عبداله، خادم الحرمين الشريفين نيز میشود.
روزنامهی حکومتی کيهان که يد طولايی در ضديت با اعراب منطقه، خصوصا وهابیها دارد، ظاهرا در رويکردی جديد قصد دارد خصومت خود را علنی کند. اگر انتشار مقالهی موهن حسين شريعتمداری را يک اشتباه بدانيم که طی آن، نظرات شخصی وی را منعکس شده، با آنچه امروز در اين روزنامه، آن هم به صورت “واضح” و “برجسته” به عربستان سعودی نسبت داده شده، میتوانيم پی ببريم که شعارهايی که رهبری ايران در ديدارهای متعدد خود در مورد اتحاد شيعه و سنی و پرهيز از هرگونه تفرقه بيان داشته، حتی در ميان نزديکترين مريدان و فرمانبگيران او ارزشی نداشته و ندارد.
او پارسال را سال پيامبر اعظم ناميد، اواخر سال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مانور بزرگی در خليج فارس با همين نام برگزار کرد که بيشتر برای زهر چشم گرفتن از اعراب منطقه بود (که مبادا خيالهای ناجوری در مورد ايران، با همراهی با آمريکا در سر بپرورانند) امسال هم که با تاکيد بر اتحاد شيعه و سنی، سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بود، میبينيم که هم احمدینژاد در کنفرانس رسانهای خود تلويحا عربستان سعودی را متهم به ناامنی در عراق میکند و هم رسانههای حکومتی به جنجالآفرينی ضد عربستان دست میزنند.
روزنامهی کيهان گفتههای نمايندهی سيستانی (از مراجع تقليد شيعه عراق) را تيتر کرده که گفته، برخی کشورهای حوزهی خليج فارس، به ويژه عربستان سعودی و امارات در طراحی و ايجاد فتنه بين مسلمانان نقش دارند. روزنامهی کيهان هم برای خبر خود اين عنوان را برگزيد، “مزدوران عربستان و امارات، 350 زائر در کربلا را به خاک و خون کشيدند”. احمدینژاد در کنفرانس رسانهای خود در سوالی در مورد ناامنکنندگان عراق، تلويحا، پادشاه و حکومت عربستان را به نداشتن کنترل روی کشورشان متهم کرد و گفت که کسانی در آن کشور هستند که از گروههای تروريستی حمايت میکنند.
در حالیکه سوالات خبرنگاران به طور همزمان با طرح آنها، هم برای حاضران در جلسه و هم برای مخاطبان تلويزيونی ترجمه میشد، زمانیکه خبرنگاری عربزبان سوالی با محوريت رقابتهای منطقهای ايران و عربستان که در عراق وجود دارد، مطرح کرد، ترجمهی آن تنها از طريق گوشی به احمدینژاد منتقل شد و او هم چيزهايی کلی گفت که اصلا ارتباطی با سوال مطرح شده نداشت. حتی در متنهايی از اين کنفرانس خبری نيز اشارهای به سوال اين خبرنگار نشد، در عوض بر روی پاسخ احمدینژاد که بر همکاری ميان ايران و عربستان برای پر کردن “خلا قدرت” پس از خروج آمريکا از عراق تاکيد داشت، متمرکز شدند.
اينکه روزنامه کيهانیها چنين جسارتی پيدا کردهاند، پس از اينکه با ذوق و شوق خبری در مورد ساختگی بودن فتوای تخريب امکان مقدس شيعيان را تيتر اول روزنامهی خود کردند، احتمالا دلايلی ديگر غير از اين حادثه (حمله به زائران در کربلا) دارد. البته اينکه زائران کربلا که به مناسبت نيمهی شعبان (ميلاد امام دوازدهم شيعيان که به اعتقاد آنها، وی در زمانی ظهور میکند و عدل و داد در جهان را برقرار میسازد) به شهر امام حسين آمدهاند و به خاک و خون کشيده شدهاند، برانگيخته شدن آنها را سبب شده است، میتوان يکی از دلايل اين چنين موضعگيریای باشد. اما يک خبر در ميان خبرهای رسانهها، حتی سايتهای اينترنتی ناپيدا بود و آن برخورد توهينآميز با زائران ايرانی در فرودگاه بينالمللی جده عربستان بود.
از آنجا که رسانههای داخلی، حتی روزنامههای حکومتی مانند کيهان، مانند آنچه که در جريان رفتار با شيعيان در کنار قبرستان بقيع رخ میداد، حرفی برای گفتن نداشتند؛ دليلی برای تيتر کردن و پرداختن به اين اقدام بیسابقه نيز نداشتند. اما اين خبر، سوژه خوبی برای مظلومنمايی ايران نزد مخاطبان انگليسیزبان پرستیوی بود، از همينرو عجيب نيست که مرجع خبر هم همين تلويزيون جمهوری اسلامی باشد. پرستیوی در 28 اوت، خبری با اين عنوان روی سايت خود مخابره کرد، “سعودیها از زائران ايرانی انگشتنگاری کردند”.
اين اولينبار است که چنين اقدامی صورت میگيرد. پليس عربستان سعودی در فرودگاه جده، از زائران ايرانی انگشتنگاری کرده و از صورت آنها هم عکس گرفته است، البته نه برای يادگاری، چرا که عکسهايی که گرفتند، شبيه همان چيزی بود که در مورد متهمان انجام میدهند. پاسپورتهای اين زائران هم اسکن شد و ثبت گرديد.
شايد شما مطرح کنيد که اين حق هر کشوری است که چنين کاری را صورت دهد، بالاخره امنيت کشورها چنين چيزی را ايجاب میکند. اما اگر بدانيم که بنا به قوانين بينالمللی، تنها آن دسته از افراد که مظنون به جنايت، بزهکاری و يا اعمال تروريستی هستند، میتوانند انگشتنگاری شوند، آنگاه در میيابيد که عربستانیها چه تصوراتی در مورد برادران شيعی خود دارند. (البته وقتی که دولت دوست و برادر عراق و نماينده مرجع تقليد شيعه، سيستانی اتهاماتی که گفتيم را عليه عربستان وارد میکند، بعد هم شاهد تکرار آن از زبان مقامات و رسانههای ايران هستيم، بالاخره هر دولت نجيبی هم که باشد، واکنش نشان خواهد داد.)
اين روزها، مقامات و رسانههای ايران به وزارتخارجه و دستاندرکاران سياست خارجی ايران، و در راس آن احمدینژاد برای دستاوردهايی که در اين دو سال در زمينهی سياست خارجی داشته تبريک میگويند. اين حادثهی بیسابقهای که گفته شد، تنها يک روز پس از ديدار مصطفی خاکسار که مسوول سازمان حج و زيارت است با همتای سعودی خود رخ داد. به گفتهی رسانههای ايران (البته اگر مانند آن جريان تکذيب فتواها نباشد) در اين ديدار، مقام سعودی قول داده بود که سختگيریها و رفتارهای تهاجمی عليه زوار ايرانی متوقف شود.
بیان دیدگاه